حرکت قیمت‌ها در روندها


جهت حرکت قیمت ها در بازار فارکس

چگونه می توان روند حرکت بازار فارکس را با استفاده از تحلیل تکنیکال پیشبینی کرد؟

بازار فارکس، بازاری متغیر است و به صورت چرخه ای تغییر می کند، به این معنا که شرایط بازار فارکس به گونه ای است که می توان رفتار قیمت ها و جهت حرکت آنها را تحلیل کرد. اگر بتوانیم روند حرکت قیمت ها را تحلیل کنیم، می توانیم در این بازار موفق شویم.
اما یک سوال هم چنان باقی می ماند: چگونه و بر چه اساسی می توان حرکت بازار را تحلیل کرد؟

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال، بررسی روند حرکت قیمت ها بر مبنای روند حرکتی قیمت در گذشته بازار است . مبانی ابتدایی این تحلیل، توسط چارلز داو در وال استریت ژورنال در سال های 1900-1902 به چاپ رسید. اگرچه که اطلاعات اولیه درباره این تحلیل بر پایه مشاهدات بازار سهام بوده است اما این تئوری توانست در بازار فارکس عملکرد مناسبی را داشته باشد. در این تحلیل از 3 ابزار استفاده می شود:

  1. قیمت ها در بازار فارکس، تمام شرایط را تحت تأثیر قرار می دهند. تحلیل گران بازار، عوامل مختلفی از جمله تمایلات بازار، اهداف و احساسات اعضای آن و سایر فاکتورهایی که در شکل گیری روند حرکت قیمت ها موثر هستند را در نظر می گیرند.
  2. تاریخ تکرار می شود. مشاهدات داو نشان می دهد که ساختار بازار مانند پستی و بلندی های آن تمایل به ثبات دارند و مرتباً تکرار می شوند. ها مدام یکدیگر را تکمیل می کنند و روند حرکت قیمت به صورت رندوم صورت نمی گیرد و این حرکت ها به گونه ای است که در هر لحظه از زمان حرکتی غالب در روند تغییرات قیمت بوجود خواهد آمد: صعودی، نزولی یا یکنواخت.

براساس اطلاعات بالا می توان نتیجه گرفت که تحلیل تکنیکال، ابزاری جهانی برای پیش بینی قیمت ها در آینده است.

بنابراین چگونه می توان از تحلیل تکنیکی برای پیش بینی جهت قیمت استفاده کرد؟

از تئوری تا تمرین: ابزارهای بسیاری برای تحلیل روند حرکت قیمت ها وجود دارد اما ما در اینجا به مهم ترین آنها اشاره می کنیم.

حرکت قیمت فارکس

ابزارهای خطی

ابزار تحلیلی خطی بوسیله دسته ای از خطوط ارائه می شوند: عمودی، افقی و ترند. خطوط عمودی راهنمای خوبی برای مبتدیان هستند و وضعیت های بحرانی و حساس را به معامله گر فارکس نشان می دهند. خطوط افقی، به شما اجازه می دهند تا خطوط مقاومت و حمایت خود را رسم کنید. شکسته شدن این سطح به معنای عوض شدن ترند در بازار فارکس است. خطوط ترند، اجازه بررسی ترند در لحظه حال را به معامله گر می دهند.

اندیکاتورها در تحلیل فارکس

اندیکاتورها، ابزارهای بین المللی هستند که نه تنها به صورت اتوماتیک می توانند خطوط، امواج و سطوح مختلف را روی نمودار جفت ارز مشخص کنند، بلکه می تواند پارامترهای لازم جهت حرکت و قدرت ترند را مشخص کند و شما را از احتمال وقوع شرایط معکوس مطلع کند.

اندیکاتورها را می توان ابزار اصلی برای تجزیه و تحلیل فنی در نظر گرفت که مؤثرترین آنها عبارتند از: میانگین حرکت، بولینگر بندز ، نوسانگر تصادفی ، هیستوگرام MACD و RSI.

در استفاده از اندیکاتورها به نحوه عملکرد نوسانگر تصادفی که زیر گراف آن ها قرارمی‌گیرد توجه کنید. معمولا این نوسانگرها شامل دو خط در نمودار است که در راستای خط 0 تا 100% تغییر می کنند. اما سطح 20 و 80 نیز در برخی اندیکاتورها وجود دارد که به عنوان نواحی اشباع خرید و اشباع فروش در نظر گرفته می شوند.

هرکدام از اندیکاتورها، وضعیت های مختلف را با استفاده از سیگنال های گوناگون نشان می دهند. تیم آمارکتس به شما توصیه می کند تا قبل از به کارگیری آنها، حتماً نحوه کار کردن با اندیکاتور مورد نظر را یاد بگیرید.

الگوهای تحلیل تکنیکال

الگوهای تحلیل تکنیکال یا الگوهای نموداری، امکان تجزیه و تحلیل و تکمیل تحلیل حرکت قیمت‌ها در روندها شما را به صورت کیفی فراهم می کند. همانطور که می دانید نمودارهای جفت ارزها روندهای مشخصی را دنبال می کنند، بنابراین با کمک الگوها می توان ادامه روند و همچنین معکوس آن را تحلیل کرد.

به عنوان یک قانون، معمولاً از چند شکل اصلی برای تحلیل تکنیکال استفاده می شود: مثلث، سر و شانه، دابل تاپ، تریپل باتم، تریپل تاپ، دابل تاپ، پرچم و ….
هرکدام از این الگوهای قیمت مقررات خاص خود را برای ورود به بازار دارند.

برای مثال الگوی تریپل تاپ یا سه قله، شکلی از تحلیل تکنیکی بازارهای مالی از جمله بازار فارکس است که پس از یک روند صعودی طولانی شکل گرفته و نشان دهنده وارونگی احتمالی این روند است.

اگر قیمت به زیر ناحیه حمایت وارد شود ( یک انحراف خاص قابل قبول است) شکل گیری مدل، کامل در نظر گرفته می شود. سیگنال فروش ظاهر می شود و جهت ترند تغییر می کند. همان طور که می بینید، تحلیل تکنیکال، راه های زیادی را برای استفاده از ابزار جهت تحلیل روند بازار در اختیار معامله گر فارکس قرار می دهد.

راهنمای رسم خط روند (Trendline)

رسم خط روند

روند (Trend) اصطلاحی است در بازارهای مالی که تمایل کلی حرکت قیمت در یک بازار را مشخص می‌کند. در واقع روند از گرایش جامع قیمت حکایت دارد. شاید تشخیص روند، مهم‌ترین وظیفه و هدف یک تحلیلگر در تحلیل تکنیکال باشد. از این رو رسم خط روند بسیار اهمیت دارد. در این مقاله سعی شده تا با زبانی ساده روند قیمت و نحوه ترسیم خط روند آموزش داده شود.

خط روند چیست؟

خطوط روند (Trendlines) در بازارهای مالی، خطوط اُریبی هستند که بر نمودار ترسیم می‌شوند. این خطوط، نقاطی از داده‌ها را به هم متصل می‌کنند تا تشخیص روند بازار و تصور حرکات قیمت را برای تریدرها و چارتیست‌ها تسهیل ‌کنند.

خطوط روند یکی از اصلی‌ترین ابزارهای تحلیل تکنیکال به حساب می‌آید. رسم خط روند به صورت گسترده‌ای در بازارهای سهام، ارز فیات، ابزار مشتقه و ارزهای دیجیتال به کار می‌رود.

خطوط روند اساساً شبیه به سطوح حمایت و مقاومت عمل می‌‌کنند، با این تفاوت که به جای خطوط افقی، از خطوطی مورب ساخته شده‌اند. از این رو می‌توانند شیبی مثبت یا منفی داشته باشد. معمولاً وقتی که شیب خط زیاد باشد، روند قوی‌تر خواهد بود.

رسم خط روند

می‌توانیم خطوط روند را به دو دستۀ اصلی تقسیم کنیم: روند صعودی (Uptrend) و روند نزولی (Downtrend). خط روند صعودی، همان‌طور که از اسمش برمی‌آید، از موقعیتی فروتر در نمودار، به جایگاهی بالاتر ترسیم می‌شود و دو یا چند نقطه را، همانند تصویر زیر، به هم متصل می‌سازد.

رسم خط روند

در تصویر بالا نمودار قیمت بیت کوین نمایش داده شده که خط سبز نمایانگر روندی صعودی است.

در مقابل، روند نزولی هم از جایگاهی فراتر به موقعیتی فروتر در نمودار رسم می‌شود و دو یا چند نقطه را به هم وصل می‌کند.

رسم خط روند

در تصویر بالا نیز خط قرمز نمایانگر روندی نزولی در قیمت بیت کوین است.

در نتیجه، تفاوت این دو نوع روند در انتخاب نقاطی است که برای ترسیم آنها استفاده می‌شود. رسم خط روند صعودی، با استفاده از پایین‌ترین نقاط نمودار انجام می‌شود (یعنی کف نمودار‌های شمعی در سطحی بالاتر تشکیل می‌شود). از طرف دیگر، رسم خط روند نزولی، با استفاد از بالاترین نقاط نمودار انجام می‌شود (یعنی سقف نمودار شمعی در سطحی پایین‌تر ایجاد می‌شود).

چگونه از خطوط روند استفاده کنیم؟

خط روند با توجه به فراز و فرود نمودار، قیمت روند غالب را اندکی به چالش می‌کشد، آن را می‌آزماید و با خود حرکت قیمت‌ها در روندها هم جهت می‌سازد. سپس برای پیش‌بینی سطوح مهم آینده امتداد می‌یابد. رسم خط روند ممکن است بارها انجام شود و مادامی که دچار شکست نشود، معتبر است.

با اینکه خطوط روند می‌توانند برای انواع داده‌های نموداری به کار بروند، اما معمولاً در نمودارهای مالی (بر اساس قیمت‌ بازار) مورد استفاده قرار می‌گیرند.

همچنین آنها اطلاعاتی از عرضه و تقاضا ارائه می‌دهند. خط روند صعودی، طبیعتاً بیانگر نیروی خرید فزاینده است (تقاضا بیشتر از عرضه است). خط روند نزولی نیز با افت پیوسته قیمت در ارتباط است ( عرضه بیشتر از تقاضا است).

حجم معاملات نیز می‌تواند در چنین تحلیل‌هایی منظور شود. به عنوان مثال اگر قیمت افزایش یابد اما حجم معاملات کاهش یابد یا نسبتا اندک باشد، ممکن است به اشتباه تصور شود که تقاضا در حال افزایش است.

همان طور که اشاره شد، از خطوط روند برای شناسایی سطوح حمایت و مقاومت استفاده می‌شود. این سطوح از مفاهیم اساسی و بسیار مهم تحلیل تکنیکال به شمار می‌روند. خط روند صعودی نمایانگر سطح حمایتی ست که بعید است قیمت به زیر آن برود. در مقابل، روند نزولی هم نشان‌دهندۀ سطح مقاومتی است که افزایش قیمت به بالای آن غیرمحتمل است.

به عبارت دیگر، هنگامی روند بازار غیرمعتبر است که سطوح حمایت و مقاومت به سمت پایین و بالا شکسته شوند. در بسیاری از موارد هنگامی که این سطوح اصلی در حفظ روند ناموفق باشند، بازار تمایل دارد جهت حرکت خود را تغییر دهد.

تحلیل تکنیکال همچنان عرصه‌ای ذهنی است و هر کس می‌تواند روش کاملاً متفاوتی برای رسم خط روند ارائه دهد. از این رو، ترکیب چندگانۀ تکنیک‌های تحلیل تکنیکال و تحلیل فاندامنتال برای کاهش ریسک می‌تواند سودمند باشد.

رسم خط روند

ترسیم خطوط معتبر روند

از لحاظ فنی، خطوط روند می‌توانند هر دو نقطۀ روی نمودار را به هم متصل کنند. اما بسیاری از چارتیست‌ها اتفاق نظر دارند که استفاده از سه نقطه (یا بیشتر)، روند را معتبر می‌سازد. در برخی موارد استفاده از دو نقطه می‌تواند به معنی پتانسیل روند باشد و استفاده از سه نقطه نیز به عنوان آزمون اعتبار روند تلقی می‌شود.

در نتیجه هنگامی که قیمت، خط روند را در سه نوبت (یا بیشتر) لمس کند و نشکافد، روندی معتبر محسوب می‌شود. آزمون چندبارۀ خط روند ثابت می‌کند که روند مذکور صرفاً از نوسانات قیمت ناشی نشده است.

تنظیمات مقیاس در رسم خط روند

علاوه بر انتخاب تعداد نقاط کافی برای تشکیل روندی معتبر، لحاظ کردن تنظیمات مناسب نیز هنگام ترسیم خط روند حائز اهمیت است. تنظیمات مقیاس، مهم‌ترین بخش تنظیمات نمودار است.

مقیاس در نمودارهای مالی به نحوۀ نمایش تغییر قیمت مرتبط است. مقیاس عددی (Arithmetic) و مقیاس نیمه لگاریتمی (Semi-Logarithmic) رایج‌ترین مقیاس‌های موجود هستند. در نمودار عددی، تغییر قیمت بر حسب حرکات عمودی قیمت به موازات محور Y بیان می‌شود. حال آنکه در نمودار نیمه ‌لگاریتمی، تغییرات بر اساس درصد نمایش داده می‌شود.

برای مثال، در نمودار عددی، تغییر قیمت از 5 به 10 دلار همانند تغییر قیمت از 120 به 125 دلار است. اما در یک نمودار نیمه لگاریتمی افزایش 100% قیمت (از 5 به 10 دلار) مقدار بیشتری از نمودار را در مقایسه با افزایش 4% (120 به 125 دلار) اشغال می‌کند.

هنگام استفاده از خطوط روند باید به چه نکاتی توجه کنیم؟

هنگام ترسیم خط روند، توجه به تنظیمات مقیاس اهمیت دارد. هر نوع از نمودار ممکن است فراز و فرود متفاوتی در پی داشته باشد و در نتیجه به خط روندی متفاوت منجر شود.

انتخاب نقاطی که برای ترسیم خط روند به کار می‌روند، بر میزان نمایش دقیق چرخه‌های بازار و روند واقعی تأثیرگذار است و باعث می‌شود قدری ذهنی باشند.

برای مثال برخی از چارتیست‌ها خطوط روند را تنها بر اساس بدنۀ نمودار شمعی و بدون در نظر گرفتن فتیله‌ (Wicks) ترسیم می‌کنند و برخی دیگر ترجیح می‌دهند خطوط روند را با لحاظ کردن بالا و پایین فتیله‌ها ترسیم کنند.

در نتیجه اهمیت دارد از خطوط روند به همراه سایر ابزارهای نموداری و اندیکاتورهایی از قبیل ابرهای ایچیموکو، نوارهای بولینگر (BB)، مکدی (MACD)، شاخص RSI، و میانگین متحرک (MA) استفاده شود.

سخن پایانی

روند یک نمودار، گرایش کلی حرکت قیمت در یک نمودار را نشان می‌دهد که با اتصال دو یا چند نقطه به روی نمودار تشکیل می‌شود. اهمیت روند و تشخیص آن تا آنجا است که می‌توانیم آن را هدف اصلی تحلیلگر تکنیکال بدانیم.

روند‌ها سه دسته هستند: صعودی، نزولی و خنثی. خطوط روند در تمامی بازارهای مالی از جمله بازار رمزارزها به کار می‌روند. اهمیت دیگر خطوط روند در این است که می‌توان آنها را همچون سطوح مقاومت و حمایت در نظر گرفت.

برای ترسیم خط روند به یاد داشته باشید که با اتصال دو نقطه احتمال وجود روند تقویت می‌شود؛ حال آنکه با استفاده از سه نقطه اعتبار روند محرز می‌گردد. روندها آزمون می‌شوند و اگر دچار شکست نشوند اعتبارشان ثابت می‌شود.

اگر روند صعودی باشد، به معنی مازاد تقاضا است و اگر روند نزولی باشد، از افزونی عرضه بر تقاضا حکایت دارد. باید توجه داشته باشید که به تنهایی استفاده کردن از خطوط روند می‌تواند شما را دچار اشتباه کند. لذا پیشنهاد می‌گردد که همراه با آن از سایر ابزارها و اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال استفاده شود.

چگونه روند را تشخیص دهیم؟

خطوط معامله

در این قسمت از سری مقالات آموزش فارکس، به بررسی نحوه تشخیص روند می‌پردازیم. با ایران بروکر در این مقاله همراه باشید.

در یک نبرد کسانی پیروز می‌شوند که از قبل برنامه و نقشه دارند و با استراتژی وارد میدان می‌شوند.

مانند جنگ، ما نیز باید گزارش وضعیت درباره بازاری که در آن معامله می‌کنیم، به دست آوریم. این یعنی باید بدانیم در چه نوع جهت و روند معاملاتی هستیم. برخی معامله‌گران می‌گویند که سیستمشان مشکل دارد. گاهی اوقات سیستم واقعاً مشکل دارد. اما گاهی هم، سیستم به طور بالقوه سود آور است، اما در جهت و روند معاملاتی اشتباه استفاده می‌شود. معامله‌گران مجرب سعی می‌کنند استراتژی مناسب را برای جهت و سمتی که در آن معامله می‌کنند پیدا کنند.

با شناخت روندی که در آن معامله می‌کنیم، می‌توانیم استراتژی روند یا استراتژی «رنج» را انتخاب کنیم (“رنج”، حالتی است که در آن قیمت بین سقف و کف بالا و پایین می‌رود و جهت مشخصی ندارد).

بازار فارکس فرصت‌های روند و رنج بسیاری در دوره‌های زمانی متفاوت فراهم می‌کند که می‌توانید این استراتژی‌ها را اجرا کنید.

با شناخت استراتژی‌های مناسب، راحت‌تر می‌فهمید که از کدام شاخص‌ها در جعبه ابزار خود استفاده کنید.

به عنوان مثال، خطوط روند در بازارهای روند‌دار مفیدند؛ در حالی که سطوح حمایت و مقاومت زمانی مفیدند که بازار در حالت خنثی یا رنج قراردارد.

قبل از شناسایی این فرصت‌ها، باید قادر به تعیین محیط بازار باشید. حالت بازار را می‌توان به سه سناریو حرکت قیمت‌ها در روندها طبقه بندی کرد:

  • روند صعودی
  • روند نزولی
  • رنج (خنثی)

بازار روند چیست؟

بازار رونددار، بازاری است که در آن قیمت به طور کلی در یک جهت حرکت می‌کند. مطمئناً، قیمت ممکن است هر از گاهی بر خلاف روند حرکت کند اما نگاهی به بازه‌های زمانی طولانی‌تر نشان می‌دهد که در این حالت‌ها بازار فقط در حال استراحت برای ادامه روند است.

روندها معمولاً با “سقف‌های بالاتر و کف‌های بالاتر، در روند صعودی و یا سقف‌های پایین‌تر و کف‌های پایین‌تر در روند نزولی” ذکر می‌شوند.

هنگام معامله با استراتژی روند، معامله‌گران معمولاً از جفت ارزهای اصلی استفاده می‌کنند؛ زیرا این جفت ارز‌ها تمایل به روند داشته و از سایر جفت‌ارزها نقدینگی بیشتری دارند. نقدینگی در استراتژی‌های روند بسیار مهم است. هر چه جفت ارز نقدتر باشد، می‌توانیم انتظار حرکت بیشتری را داشته باشیم. هر چه حرکت یک ارز بیشتر باشد، فرصت‌های بیشتری وجود دارد که در آن قیمت ممکن است در یک جهت و با قدرت حرکت کند. غیر از زیر نظر گرفتن قیمت، همچنین می‌توانید از ابزار فنی که در بخش‌های قبلی آموخته‌اید برای تعیین اینکه آیا یک روند در بازار وجود دراد یا خیر استفاده کنید.

ADX در بازار رونددار

یک راه برای تعیین اینکه بازار روند دارد یا خیر استفاده از اندیکاتور ADX است. این اندیکاتور که توسط ولز وایلدر طراحی شد، دارای مقدار ۰ تا ۱۰۰ است که تعیین می‌کند آیا قیمت با قدرت در حال حرکت در یک جهت است یا خیر.

مقادیر بیش از ۲۵ معمولاً نشان می‌دهد که قیمت دارای روند است یا نسبت به گذشته دارای روند قوی‌تری است. هر چه این عدد بالاتر باشد، روند قوی‌تر است. با این حال، ADX اندیکاتوری است که لزوماً آینده را پیش بینی نمی‌کند. همچنین این اندیکاتور جهت را نمایش نمی‌دهد، یعنی صعودی یا نزولی بودن روند را پیش‌بینی نمی‌کند، بلکه قدرت آن را در هر جهت نمایش می‌دهد. مقدار آن عدد مثبتی بین 0 تا 100 است و قیمت چه صعودی باشد چه نزولی، رقم مثبتی را گزارش می‌کند. نگاهی به این مثال بیندازید. قیمت به وضوح دارای روند نزولی است حتی اگر ADX بیشتر از ۲۵ باشد.

اگر از طرفداران ADX نیستید، می‌توانید از میانگین متحرک ساده نیز استفاده کنید. میانگین متحرک ساده ۷ دوره‌ای، ۲۰ دوره‌ای، و ۶۵ دوره‌ای را در نمودار خود قرار دهید. سپس صبر کنید تا سه میانگین متحرک با یکدیگر تلاقی پیدا کنند.

اگر میانگین متحرک ۷ دوره‌ای در بالای ۲۰ دوره‌ای نمایان شود، و ۲۰ دوره‌ای در بالای ۶۵ دوره‌ای باشد، آنگاه قیمت روند صعودی دارد.

از سوی دیگر، اگر میانگین ۷ دوره‌ای پایین‌تر از ۲۰ دوره‌ای ظاهر شود و میانگین ۲۰ دوره‌ای پایین‌تر از ۶۵ دوره‌ای قرار گیرد، آنگاه قیمت روند نزولی دارد.

باندهای بولینگر در بازار روند

ابزاری که اغلب برای استراتژی “خنثی” استفاده می‌شود، می‌تواند در کشف روند نیز کمک کننده باشد. نکته‌ای که باید در مورد بازار رونددار بدانید، این است که آن‌ها در واقع بسیار نادرند. بر خلاف آنچه ممکن است فکر کنید، قیمت‌ها واقعاً در ۷۰-۸۰ درصد اوقات “خنثی” هستند .

بنابراین، اگر قیمت از «وضعیت رنج» خارج شود آنگاه دارای روند خواهد بود.

باندهای بولینگر در واقع حاوی فرمول انحراف معیارندهستند. اگر در مورد انحراف معیاراطلاعی ندارید، نگران نباشید،در ادامه توضیح خواهیم داد. آیا می‌توانیم در اینجا از باندهای بولینگر برای تعیین روند استفاده کنیم؟

یک باند را با انحراف معیار ا و باند دیگر را با انحراف معیار ۲ قرار دهید. سه مجموعه از مناطق قیمت را خواهید دید: منطقه فروش، منطقه خرید و منطقه خنثی.

منطقه فروش: منطقه بین دو باند پایینی باندهای انحراف معیار SD1 و انحراف معیار SD2 است. به یاد داشته باشید که قیمت باید بین باندها بسته شود تا در منطقه فروش در نظر گرفته شود.

منطقه خرید: منطقه بین دو باند بالایی 1SD و 2SD است. مانند منطقه فروش، قیمت باید بین این دو باند بسته شود تا در منطقه خرید در نظر گرفته شود.

منطقه بین باندهای انحراف معیار ا، منطقه‌ای است که در آن بازار تلاش می‌کند جهت را پیدا کند.

باندهای بولینگر تأیید روند به طور بصری را آسان‌تر می‌سازند. روندهای نزولی را زمانی می‌توان تأیید کرد که قیمت در منطقه فروش است. روندهای صعودی را زمانی می‌توان تأیید کرد که قیمت در منطقه خرید است.

استراتژی معامله با خط روند به زبان ساده

استراتژی معامله با خط روند

استفاده از استراتژی معامله با خط روند به شما عزیزان کمک می کند تا بتوانند معاملات خود را به بهترین شکل بهینه کنند. این که خط روند در تحلیل تکنیکال چیست و چطور باید آن را رسم کرد را اشاره هایی کرده ایم و در ادامه به بررسی استراتژی معامله با خط روند پرداخته ایم و چند استراتژی موثر و مختلف را مورد بررسی قرار داده ایم که از هر کدام از این استراتژی های می توانید در بازارهای مالی مختلف مثل بازار ارز دیجیتال، بورس، فارکس، طلا و سکه، دلار و … استفاده نمایید. بنابراین اگر شما هم دوست دارید این استراتژی های معامله با خط روند را یاد بگیرید، همین الان این مطلب آموزشی و رایگان را تا انتها مطالعه کنید.

استراتژی معامله با خط روند

خط روند یا همان Trendline بهترین و مرسوم ترین ابزار تحلیل تکنیکال به حساب می آید و چنانچه اصولی استفاده شود، می‌ تواند عملکرد تریدر را تا حدود زیادی بهبود بخشد. در این مطلب قصد داریم با چهار استراتژی قدرتمند معامله با خطوط روندی آشنا شویم، ولی پیش از این‌ که معرفی استراتژی‌ ها را آغاز کنیم، در نظر داشته باشید که خطوط روندی دو قابلیت مهم دارند؛ یک این که حداقل بازار سه بار به آن‌ ها برخورد کرده و واکنش نشان داده، ثانیاً خط روندی هیچ وقت از بدنه کندل عبور نخواهد کرد.

خط روند می‌ تواند از روی دنباله کندل عبور کند، ولی نباید از روی بدنه کندل عبور کرده باشد. پیش از این که استراتژی های کاربردی استفاده از خط روند برای انجام معاملات را بررسی کنیم، بهتر است به این که خط روند دقیقا به چه صورت رسم می شود و اصول ترسیم آن چگونه است پرداخته ایم تا دید مناسبی نسبت به این موضوع پیدا کنید و استراتژی های خط روند را بهتر درک نمایید.

اصول ترسیم خط روند در تحلیل تکنیکال

خط روند یکی از ابتدایی‌ ترین مواردی است که در آموزش تکنیکال با آن مواجه می شوید. به صورت کلی رسم خط روند صعودی از اتصال نقاط پایین‌ های بالاتر و خط روند نزولی نیز با اتصال نقاط بالاهای پایین‌ تر در نمودار قیمتی قابل ترسیم است. پایین‌ های بالاتر یعنی اتصال دره‌ هایی که یکی پس از دیگری بالاتر می‌ روند. بالاهای پایین‌ تر یعنی اتصال قله‌ هایی که با گذر زمان، پایین‌ تر می آیند. در نظر داشته باشید که خط روند صعودی در پایین نمودار قیمتی با شیب مثبت و خط روند نزولی در بالای نمودار قیمتی با شیب منفی رسم می شود.

درصورتی که تمایل دارید تا از خدمات ۲۵ درصد تخفیف کارمزد در بورس، سرمایه گذاری بر روی حق تقدم و یا فروش آن و … بهره حرکت قیمت‌ها در روندها مند شوید میتوانید از طریق لینک زیر اقدام به ثبت نام نمایید.

دو نوع تفکر در رسم خط روند داریم؛ گروه نخست بر این باور است که برای ترسیم خط روند باید از سایه های بالایی و پایینی کندل ها کمک بگیرد. در روش گروه اول، هیچ بخشی از کندل‌ ها بر روی خط روند قرار نخواهند گرفت. گروه دوم نیز بر این باورند که باید از انتهای بدنه کندل‌ ها به منظور رسم خط روند نیز بهره برد. نکته حائز اهمیت اینجاست که هیچکدام از این دو روش را نمی توان اشتباه دانست، ولی توصیه ما بر این است که هر روشی را که انتخاب کردید، به هیچ عنوان آن را حرکت قیمت‌ها در روندها تغییر ندهید و همواره از همان روش بهره بگیرید.

استراتژی مبتنی بر خط روند

تغییر روش امکان دارد موجب برداشت اشتباه از تحلیل شود. به صورت معمول روش دوم، سیگنال ها را سریع تر خواهد داد، ولی ریسک بالاتری را نیز به دنبال خواهد داشت. نکته حائز اهمیت اینجاست که خط روندی که به صورت کامل منطبق بر نقاط بالا و پایین یا باز و بسته شدن شمع‌ های قیمتی باشد، در مواقع نادر ایجاد خواهد شد. لذا به صورت کلی قاعده خاص و تثبیت شده‌ ای در این خصوص وجود ندارد و هر شخص قادر است بر اساس دیدگاه و تجربه‌ های فردی خود یکی از دو روش را مورد استفاده قرار دهد.

۱) استراتژی خط روند پرچم – Trendline Flag

استراتژی خط روند پرچم برای معاملات پیرو روندی بهترین گزینه محسوب می شود. در این استراتژی شما می بایست برای اصلاح بازار خط روندی کوتاه ترسیم نمایید و در ادامه مانند الگوی پرچم در جهت روند غالب بر بازار وارد معامله شوید. در اینجا باید توجه داشته باشید که خط روند رسم شده، همان خطی است که برای الگوی پرچم رسم می شود و منظور از روند غالب هم روند بازار پیش از تشکیل الگوی پرچم به می باشد.

استراتژی خط روند پرچم

در تصویر بالا بازار ابتدا در یک روند نزولی قرار داشت و در ادامه بازار وارد فاز اصلاحی شده و الگویی شبیه به پرچم را تشکیل داد. در اینجا هدف ما رسم خط روندی برای این الگوی شبیه به پرچم است و چنانچه الگوی پرچم هم نباشد، اشکالی نخواهد داشت، لذا این نکته حائز اهمیت است که خط روند کوتاهی را برای این حرکت اصلاحی ترسیم نماییم. شکست این خط روندی کوتاه مثل الگوی پرچم یا Flag عمل خواهد کرد و این بدین معنی است که با شکست آن، بازار در راستای روند غالب حرکت می کند.

شما می‌ توانید در استفاده از این استراتژی از میانگین متحرک ۵۰ نیز برای تشخیص روند غالب بر بازار بهره بگیرید. در این استراتژی شما فقط در راستای روند غالب بر بازار می بایست معاملات خود را تنظیم کنید. یعنی چنانچه روند بازار نزولی بوده و در ادامه حرکت اصلاحی آغاز شده، خط روندی برای این حرکت اصلاحی ترسیم نمایید و با شکست خط روندی وارد معامله فروش شوید.

۲) استراتژی معامله با جهش از خط روندی – Trendline Bounce

این استراتژی نیز در راستای روند غالب بازار مورد استفاده قرار می گیرد، ولی با این وجود در این استراتژی از خود خطوط روند برای ورود به معامله استفاده نمی شود، بلکه خط روند در قالب حمایت یا مقاومت عمل می کند. در تصویر زیر قیمت از خط روندی برای سومین بار متوالی جهش کرده و قدرت خط روند تایید خواهد شد. در ادامه تریدر می بایست به دنبال دیگر الگوی های تکنیکال در اطراف این جهش باشد. در این تصویر یک خط مقاومت افقی بعد از جهش بازار از خط روندی نشان داده شده است.

استراتژی معامله با جهش از خط روندی

شکست این خط روند برای ورود به بازار کفایت می کند. در این استراتژی تریدران محافظه‌ کار قادرند حد ضرر یا استاپ لاس را در زیر خط روند قرار دهند و یا حد ضرر را به زیر خط مقاومتی ببرند. همچنین می‌ توان از استراتژی جهش از خط روند در تایم فریم‌ های گوناگون استفاده کرد که این موضوع می تواند برای معامله گران مختلف بسیار جذاب باشد. زمانی که خط روند بلندمدت تائید شده، معامله‌ گر می‌ تواند به تایم فریم پایین‌ تر نگاه کرده و از دیگر سطوح تکنیکال مانند حمایت برای زمان‌ بندی ورود به معامله فروش بهره بگیرد.

استراتژی مبتنی بر خط روند

این بدین معنی است که در نمودار روزانه خط روندی را تشخیص داده و در نمودار ۱ ساعته با شکست الگو یا خط حمایتی وارد بازار شده است. در نمودار ۶۰ دقیقه یا ۱ ساعته نخستین جهش از خط روند نزولی و روزانه در AUDUSD مشاهده خواهد شد.

روند در تحلیل تکنیکال چیست

در اینجا نوسانات بازار شدید بودند، از همین روی شاید ورود به معامله کار خیلی ساده ای نباشد، ولی در نمودار سمت راستی، الگوی سر و شانه ایجاد شده است و به کمک این الگوی تکنیکال می‌ توان زمان ورود به معامله را به سادگی مشخص نمود.

۳) استراتژی شکست و برخورد دوباره – Retest

استراتژی شکست و برخورد مجدد یکی از استراتژی‌ های پرطرفدار و مرسوم بین تریدران بازارهای فارکس و سهام به حساب می آید ولی با این وجود از این استراتژی می‌ توان برای دیگر بازارها مانند بازار رمزارز و معاملات بیت کوین نیز بهره گرفت. گفتنی است که در این استراتژی پس از این‌ که خط روند فعال بازار را مشخص کردید، باید برای شکست خط روند منتظر بمانید. بعضی مواقع شاید بازار پس از شکست خط روندی دیگر هیچ‌ وقت با آن برخورد نداشته باشد ولی در بیشتر اواقت بازار پس از شکست خط روندی مجددا با آن برخورد خواهد داشت.

استراتژی شکست و برخورد دوباره

اما هنگامی که بازار برخورد مجدد به خط روندی را انجام داد، بهترین وقت برای ورود به معامله خواهد بود و باید در تایم فریم‌ های پایین‌ تر به دنبال سیگنال بود. خط روند می‌ تواند سیگنالی برای ورود به معامله باشد و هم محلی برای تعیین حد ضرر. به صورت معمول حد ضرر را در سمت دیگر خط روندی قرار می‌ دهیم و خط روند نیز به عنوان مانعی عمل خواهد کرد که نمی‌ گذارد حد ضرر فعال شود. هر اندازه تعداد برخوردها به یک خط روندی بیشتر باشد، استراتژی شکست و برخورد مجدد نیز عملکرد بهتری از خود نشان خواهد داد.

در تصویر بالا بازار حداقل سه تا چهار بار با خط روند برخورد داشته است. در زمان شکست خط روند، نوسانات زیادی را در بازار مشاهده کردیم و قیمت در اطراف خط روند نوساناتی را تجربه کرده است. شدت نوسانات بازار در اطراف خط روند می‌ تواند بیانگر این باشد که چقدر زودتر باید وارد بازار شد. چنانچه نوسانات زیاد باشد، تریدران ریسک‌ پذیر قادرند با نخستین برخورد مجدد به خط روند شکسته شده وارد بازار شوند، ولی معامله گرانی که جوانب احتیاط را بیشتر رعایت می کنند، بهتر است که صبر کنند تا تایید سیگنال صادر شود. برای مثال زمانی که خط روند مقاومتی یا نزولی شکسته می شود، بهتر است که قبل از ورود به موقعیت خرید، صبر کنید و منتظر شکست نخستین مقاومت جزئی و نزدیک بمانید.

۴) استراتژی معامله بر اساس روند خنثی

استراتژی شماره ۴ استراتژی معاملاتی در روند خنثی است که باید در کف سهم را خرید و در سقف آن را به فروش رساند. البته به منظور خرید سهم در کف قیمتی در روند خنثی می بایست عواملی مثل حجم معاملاتی را مد نطر قرار داد. برای مثال این طور فرض کنید که میانگین حجم معاملات سهمی به صورت روزانه ۵۰۰ هزار سهم باشد؛ از آنجا که انتظار این است که در حمایت ها حجم معاملات سهم افزایش پیدا کند، بنابراین می توان گفت که حجم معاملات در حمایت ها باید بالاتر از میانگین باشد تا بتوان به رشد قیمتی در حمایت تکنیکالی فکر کرد. از طرف دیگر در حمایت ها یا بایستی تعدل قدرت خریدار به فروشنده داشته باشیم و یا این که قدرت خریدار به فروشنده بیشتر باشد.

در مورد هر یک از روند ها در تحلیل تکنیکال باید گفت که هر معامله گری به سبک خاصی از فرصت های معاملاتی می تواند استفاده کند ولی نکته حائز اهمیت، ورود به یک فرصت معاملاتی جذاب به قصد کسب سود می باشد. اصطلاح رایج در بازارهای مالی این است که با روند دوست باشید و بر خلاف روند معامله را انجام ندهیم و این بدین معنی است که وقتی که روند میان مدت سهم نزولی است، در جهت خرید وارد معامله نشده و انجام معامله را به شرط تغییر روند نزولی و آغاز روند جدید در سهم انجام دهیم.

البته این را هم باید گفت که در بسیاری از روندهای نزولی میان مدت و بلندمدت، نوسانات قیمتی رو به بالا داریم و این به این معنی است که امکان دارد شاهد روند صعودی کوتاه مدت در نمودار باشیم و تریدر نیز قادر به استفاده از این فرصت در بازار باشد، ولی نکته بسیار مهم اینجاست که معامله با قصد نوسان گیری و به دست آوردن بازده های چند درصدی در روندهای نزولی با ریسک همراه است.

در مورد اعتبار روند هم باید گفت که هر اندازه نموداری از روند طولانی تری برخوردار باشد، اعتبار تحلیل به مراتب بیشتر خواهد بود. برای مثال تحلیل روند یک ساله در حرکت قیمت‌ها در روندها مقابل روند یک ماهه از اعتبار معاملاتی بیشتری برخوردار است و با اطمینان بیشتری می توانیم به تحلیل ها و روند های بلندمدت اعتماد کنیم و بر اساس آن ها معامله نماییم.

نکات مهم در مورد خطوط روند

  • اعتبار خط روند به بازه زمانی مورد بررسی سهم وابسته است. برای مثال امکان دارد سهم شرکت الف در بازه زمانی دو ماه اخیر از خط روند نزولی برخوردار باشد و این در حالی است که در بازه زمانی ۱ ساله، خط روند صعودی داشته‌ باشد و نزولی که در دو ماه اخیر داشته، صرفا یک اصلاح میان‌ مدتی باشد. هر اندازه دوره زمانی بلندمدت‌ تری را به منظور رسم خط روند انتخاب کنیم، اعتبار آن افزایش خواهد یافت.
  • شیب زیاد خط روند موجب خواهد شد که تغییرات قیمتی سریع تر اتفاق افتد. این شیب زیاد، حاصل یک جهش یا افت ناگهانی در یک بازه زمانی کوتاه‌ مدت می باشد. به صورت کلی در نظر داشته باشید که هر اندازه شیب خط روند بیشتر باشد، خط روند نامعتبرتر خواهد بود و احتمال شکست آن افزایش خواهد یافت. شیب ۴۵ درجه در تحلیل خط روند، شیبی مناسب و معتبر به شمار می رود.
  • به منظور ترسیم خط روند به حداقل ۲ نقطه احتیاج خواهیم داشت. با وجود دو نقطه نمی‌ توان انتظار اعتبار بالایی از خط روند ترسیم شده داشت. هر اندازه تعداد نقاط برخورد با خط روند بیشتر باشد، خط روند اعتبار و ارزش به مراتب بالاتری خواهد داشت.

همان طور که در ابتدای مطلب قول دادیم، ۴ استراتژی معامله با خط روند را به شما عزیزان آموزش داده ایم.

همچنین اگر دوست دارید آموزش پرایس اکشن به زبان ساده و عامیانه را نیز مطالعه کنید، از این مطلب کمک بگیرید.

به نظر شما استفاده از خط روند میتواند سیگنال خرید به ما بدهد؟

روند قیمت طلا صعودی خواهد بود| نقاط مقاومت و حمایت بعدی کجا قرار دارند؟

نمودار سه ساعته قیمت طلا در روز دوشنبه نشانگر حرکت صعودی ملایم برای طلا طی روزهای آتی بوده و با اینحال، انتشار آمار اقتصادی این هفته آمریکا تاثیر بسزایی بر روند حرکت قیمت‌ها در روندها قیمت خواهد داشت.

به گزارش بازار، قیمت طلا روز دوشنبه در بازه قیمتی محدودی قرار دارد که دلیل آن، تمرکز سرمایه گذاران بر تصمیمات فدرال رزرو در خصوص نرخ بهره بانکی است. قیمت طلا در زمان تنظیم این گزارش، در نقطه ۱,۸۴۲ دلار معامله می شود که کمی بالاتر از پایین ترین سطح هفته گذشته حرکت قیمت‌ها در روندها آن یعنی ۱,۸۳۴ دلار است. این قیمت همچنین حدود ۱۲ درصد کمتر از بالاترین سطح قیمت این فلز گرانبها در سال جاری قرار دارد.

قیمت طلا طی چند هفته گذشته در بازه محدودی از قیمت قرار داشته و دلیل رخداد چنین وضعیتی نیز این است که سرمایه گذاران به نقش طلا به عنوان یک محافظ در برابر تورم فکر می کنند. داده‌های منتشر شده در هفته گذشته نشان داد که با افزایش هزینه‌های مبادلات تجاری، نرخ تورم ایالات متحده همچنان داغ باقی ماند. آمار تورم قیمت مصرف کننده به ۸.۶ درصد رسید که بالاترین رقم طی بیش از چهار دهه گذشته بوده است. بدون احتساب بی ثباتی قیمت مواد غذایی و انرژی، شاخص تورم ماهانه البته کاهش یافت.

بازار طلا اکنون تحت فشار قرار گرفته و با توجه به بازده نه چندان خوب سود آوری آن طی هفته های گذشته، سرمایه گذاران برای ورود سنگین به این بازار به عنوان محافظی امن در برابر تورم دچار شک و تردید شده اند.

طلا همچنین طی این هفته تحت تاثیر انتشار داده های کلیدی اقتصادی ایالات متحده قرار خواهد گرفت. به عنوان مثال، ایالات متحده قرار است آخرین داده های جدید مربوط به بازار مسکن و تعداد معاملات خرید و فروش فروش خانه در این کشور را در جریان برگزاری جلسه شهادت جروم پاول، رئیس فدرال رزرو منتشر کند.

پاول همچنین قرار است در خصوص تصمیم خود برای افزایش بی سابقه نرخ بهره طی یک دهه گذشته و برنامه های آتی فدرال رزرو برای مقابله با تورم افسار گسیخته در آمریکا سخنرانی کند که این مورد نیز می تواند افزایش بسزایی روی قیمت طلا در بازارهای جهانی داشته باشد.

پیش بینی قیمت طلا

روند قیمت طلا صعودی خواهد بود| نقاط مقاومت و حمایت بعدی کجا قرار دارند؟

نمودار سه ساعته نشان می دهد که قیمت طلا طی هفته گذشته روند صعودی ثابتی داشته است زیرا نگرانی های ناشی از افزایش نرخ تورم همچنان ادامه دارد. این قیمت از ۱۸۰۴ دلار در ۱۴ ژوئن به ۱۸۴۴ دلار طی امروز رسید. در طول مسیر، این جفت کمی بالاتر از میانگین متحرک ۲۵ روزه و ۵۰ روزه قرار دارد و این در حالیست که به نظر می رسد اندیکاتور MACD در حال ایجاد یک متقاطع نزولی است.

بنابراین، در حال حاضر، چشم انداز قیمت طلا کمی صعودی بوده و می تواند به سمت سطح مقاومت کلیدی بعدی در ۱۸۵۶ دلار که بالاترین نقطه در ۱۷ ژوئن است حرکت کند. سقوط به زیر ۱۸۳۵ دلار اما چشم انداز صعودی را باطل می کند.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.