فرمول دارایی های نقدی


حسابداری

در معاوضه دارايي ها توجه به يک نکته الزامي است چنانچه دو دارايي که با هم معاوضه مي شوند مشابه باشند براي تعويض آنها با يکديگر شناسايي سود غير منطقي است اما بر اساس اصل احتياط کل زيان شناسايي مي گردد اما در معاوضه دارايي هاي غير مشابه کل سود و زيان معامله شناسايي مي گردد

معاوضه دارايي هاي غير مشابه:

ثبت زير انجام مي پذيرد:

بهاي تمام شده دارايي تحصيل شده

استهلاک انباشته دارايي واگذار شده

بانک(درصورت دريافت سرک نقدي)

بهاي تمام شده دارايي واگذار شده

نکته:در ثبت بالا فرض بر دريافت سرک نقدي گذاشته شده بديهي است چنانچه سرک نقدي پرداخت شده باشد ثبت بانک بستانکار خواهد شد همينطور فرض بر سود است چنانچه زيان در ميان باشد به جاي سود بستانکار , زيان بدهکار خواهيم داشت

سرک نقدي پرداخت شده

ارزش متعارف دارايي واگذار شده

بهاي تمام شده دارايي تحصيل شده

سرک نقدي دريافت شده

ارزش دفتري دارايي فرمول دارایی های نقدی واگذار شده

ارزش متعارف دارايي واگذار شده

سود يا زيان معاوضه

معاوضه دارايي هاي مشابه:

ابتدا با استفاده از فرمول زير سود يا زيان معاوضه را مشخص ميکنيم سپس بر اساس سود يا زيان ثبتهاي متفاوتي خواهيم داشت

ارزش دفتري دارايي واگذار شده

ارزش متعارف دارايي واگذار شده

سود يا زيان معاوضه

بهاي تمام شده دارايي تحصيل شده

استهلاک انباشته دارايي واگذار شده

بانک(درصورت پرداخت سرک نقدي)

بهاي تمام شده دارايي واگذار شده

نکته:در ثبت بالا فرض بر پرداخت سرک نقدي فرمول دارایی های نقدی گذاشته شده بديهي است چنانچه سرک نقدي دريافت شده باشد ثبت بانک بدهکار خواهد شد

سرک نقدي پرداخت شده

ارزش متعارف دارايي واگذار شده

بهاي تمام شده دارايي تحصيل شده

سرک نقدي دريافت شده

الف-بودن سرک نقدي: سودي شناسايي نمي شود

بهاي تمام شده دارايي تحصيل شده

ارزش دفتري دارايي واگذارشده

استهلاک انباشته دارايي واگذار شده

بهاي تمام شده دارايي واگذار شده

ب-پرداخت سرک نقدي:سودي شناسايي نمي شود

بهاي تمام شده دارايي تحصيل شده

استهلاک انباشته دارايي واگذار شده

بهاي تمام شده دارايي واگذار شده

سرک نقدي پرداخت شده

ارزش دفتري دارايي واگذار شده

بهاي تمام شده دارايي تحصيل شده

ج-دريافت سرک کمتر از25% از ارزش مبادله:سود به تناسب بخش نقدي مبادله شناسايي مي شود

بهاي تمام شده دارايي تحصيل شده

استهلاک انباشته دارايي واگذار شده

بهاي تمام شده دارايي واگذار شده

سود قابل شناسايي

سرک نقدي دريافتي

ارزش دفتري دارايي واگذار شده

بهاي تمام شده دارايي تحصيل شده

سرک نقدي دريافت شده

کل سود حاصل از معاوضه

سود قابل شناسايي

سرک نقدي دريافت شده

ارزش متعارف دارايي تحصيل شده

نکته:کل سود حاصل از معاوضه از تفاوت ارزش دفتري و ارزش متعارف دارائي واگذار شده بدست مي آيد

د-دريافت سرک نقدي بيشتر از 25% ارزش مبادله: در اين حالت ديگر دو دارايي از حالت مشابه خارج مي شوند و ثبتهاي حسابداري ماند تعويض دارائي هاي غيرمشابه انجام مي شود

مثال1:يک دارايي به لرزش دفتري 600 ريال با دارايي مشابه ديگري به ارزش متعارف 800 ريال معاوضه و مبلغ 200 ريال وجه نقد دريافت مي شود دارايي تحصيل شده معادل چند ريال در دفاتر ثبت مي شود

ارزش دارايي واگذاري 1000=200+800

سود مبادله 400=600-1000

با توجه به اينکه سود مبادله کمتر از25% است و سرک نقدي دريافت شده است

سود قابل شناسايي 80=(200+800)/200*400

ارزش دارايي تحصيل شده 480=800+200-600

مثال2:يک شرکت فروشنده اتومبيل ,اتومبيل خود را با يک دستگاه رايانه معاوضه کرد ساير اطلاعات در تاريخ31 خرداد 1377 در ارتباط با اين رويداد به شرح زير است:

ارزش دفتري اتومبيل 30000

قيمت فروش اتومبيل بر اساس سياهه 45000

ارزش متعارف رايانه 43000

سرک نقدي پرداخت شده 5000

سود ناشي از معاوضه را محاسبه کنيد

ارزش متعارف اتومبيل 38000=5000-43000

سود ناشي از معاوضه 8000=30000-38000

چون معاوضه غير مشابه است ملاک ارزش متعارف دارايي واگذار شده است

مثال3:تجهيزاتي به ارزش دفتري150 ريال و ارزش متعارف 170 ريال همراه با پرداخت30 ريال سرک نقدي واگذار و در عوض ماشين الاتي به ارزش روز 210 ريال دريافت گرديد بهاي تمام شده دارايي تحصيل شده چند ريال است:

پاسخ:معاوضه دارايي غير مشابه

سود معاوضه 20=150-170

بهاي تمام شده ماشين آلات 200=20+30+150

مثال4:شرکتي ماشين الاتي به ارزش دفتري125 ريال و ارزش متعارف100 ريال با يک قطعه زمين به ارزش متعارف230ريال معاوضه کرد در اين معاوضه مبلغ 120 ريال نيز نقدا پرداخت نمود ثبت حسابداري:

زيان معاوضه 25-=125-100

بهاي تمام شده زمين 220=25-120+125

مثال5: در معاوضه دارايي هاي ثابت مشابه ارزش دفتري دارايي واگذار شده 11000 سرک نقدي دريافت شده 3000ارزش روز دارايي تحصيل شده7000 ريال است ثبت حسابداري:

دارایی های نقدی (Liquid Assets) چیست؟ مبانی اولیه برای مشاغل کوچک

دارایی های نقدی به عنوان دارایی هایی تعریف می شوند که می توانند به راحتی به پول نقد تبدیل شوند. پول بدهی به شرکت شما و موجودی آن نمونه هایی از دارایی های نقدینگی در تجارت است. دارایی های خریداری شده برای استفاده طولانی مدت، دارایی نقدی محسوب نمی شوند زیرا تبدیل آنها به پول نقد بسیار دشوارتر از دارایی هایی مانند موجودی کالا است.

دارایی های نقدی چیست؟

تعریف دارایی های نقدی در حسابداری ، دارایی هایی است که به راحتی و به سرعت به پول نقد تبدیل می شوند. دارایی در طی فرآیند نباید هیچ (یا مقدار زیادی) از ارزش خود را از دست بدهد. با توجه به اکثرا مقالات دارایی های نقدی ذارایی های سریع نیز نامیده میشوند.

دارایی های نقدی شامل موارد زیر است:

حساب های دریافتی (پول بابت کار شما)
پول نقد (در دست یا در حساب حساب کسب و کار شما)
سپرده تقاضا (نوعی سرمایه گذاری)
بیمه پیش پرداخت (در صورت انصراف، پول خود را پس می گیرید)
سرمایه گذاری هایی که در کمتر از 90 روز به بلوغ می رسند (به عنوان مثال سهام، اوراق قرضه، صندوق های سرمایه گذاری، صندوق های بازار پول)
دارایی ها هر چیزی با ارزش مالی برای یک کسب و کار (یا شخص) در نظر گرفته می شوند. یک تجارت از دارایی های خود برای تولید کالاهای خود یا ارائه خدمات خود استفاده می کند.

دارایی های فعلی دارایی های نقدی هستند
دارایی های جاری معمولاً دارایی های نقدی هستند. دارایی های جاری به معنای دارایی هایی است که طی یک سال توسط مشاغل مصرف می شود یا به پول نقد تبدیل می شود.
در صورت وجود شرایط اضطراری که به پول نقد نیاز دارد، مانند از دست دادن مشتری اصلی و نداشتن جریان نقدی کافی برای پرداخت قبض های خود، داشتن دارایی های نقدی برای یک کسب و کار مهم است.
نقدی ترین دارایی فعلی، پول نقد است که به هیچ تبدیلی نیاز ندارد. دارایی های ثابت خریداری شده برای استفاده طولانی مدت، مانند ابزار یا سخت افزار کامپیوتر، تبدیل کردنشان به پول نقد بسیار دشوارتر است.
به عنوان مثال، یک طراح گرافیک مشتری اصلی خود را از دست می دهد. او باید قبض های خود را پرداخت کند. وی می تواند از پس انداز خود (دارایی فعلی) استفاده کند یا هارد اکسترنال خود (دارایی ثابت) را بفروشد. از آنجا که دسترسی به پس انداز آسان تر است و جایگزینی آن راحت تر است و همچنین باعث ایجاد مشکل در کارش نمیشود او از پس از انداز خود هزینه میکند.

دارایی های نقدی در حسابداری

تمام دارایی ها، از جمله دارایی های نقدی، در ترازنامه مشاغل یافت می شود، گزارش مالی که می توانید از نرم افزار حسابداری خود تهیه کنید.
دارایی های نقدی ممکن است آیتم خط خود را در ترازنامه شما داشته باشند که روی آن عبارت "دارایی های نقدی" باشد. یا ممکن به شیوه های گوناگون قابل دریافت باشد.

فرمول دارایی های نقدی

مشاغل کوچک باید ارزش خالص مایع خود را بدانند تا مطمئن شوند می توانند هزینه های غیر منتظره را تأمین کنند.
وام دهندگان همچنین ارزش خالص نقدی شما را بررسی می کنند تا تصمیم بگیرند که آیا باید به شما پول بدهند. ارزش خالص نقدی بالاتر به این معنی است که شما بعنوان یک تجارت کوچک بیشتر قادر به بازپرداخت آنها هستید.

برای محاسبه ارزش خالص نقدی خود، باید از فرمول زیر استفاده کنید:

کل دارایی های نقدی - کل بدهی ها (بدهی ها) = ارزش خالص نقدینگی
کل دارایی های نقدی به معنی تمام دارایی های شما مانند پول نقد در حساب چک و حساب های دریافتی شما است. کل بدهی ها به معنای بدهی هایی مانند بدهی کارت اعتباری، رهن یا وام های بدون وثیقه شما است (که توسط ضامن تضمین نمی شود).

نمونه دارایی های نقدی چیست؟

دارایی های نقدی به هر دارایی در یک تجارت گفته می شود که می تواند بدون از دست دادن ارزش آن به پول نقد تبدیل شود.

در مثال زیر، دارایی های نقدی مشترک در مشاغل کوچک را پوشش خواهیم داد:

یک سایت تجارت الکترونیکی که جواهرات می فروشد با شکایت یک رقیب مورد حمله قرار می گیرد. مالک تقریباً پول کافی برای پرداخت قبض های قانونی خود را ندارد. مالک موجودی کالا و هر وسیله ای را که برای خلق جواهرات خود استفاده می کند به فروش می رساند. او مشتریانی دارد که بایید مابلغی به او بپردازند بنابراین با آنها تماس می گیرد تا هرگونه بدهی را جمع کند. او همچنین حساب جاری خود را تخلیه می کند.

دارایی های غیر نقدی چیست؟

دارایی های غیر نقدینگی به هر دارایی گفته می شود که به سرعت به پول نقد تبدیل نشود.

دارایی های غیر نقدینگی شامل موارد زیر است:

طبق Investopedia، دارایی های غیر نقدینگی به هر دارایی گفته می شود که به سرعت به پول نقد تبدیل نشود.

دارایی های غیر نقدینگی شامل موارد زیر است:

املاک و مستغلات
زمین
تجهیزات
مبلمان
وسایل اداری و.
دارایی های غیر نقدینگی ممکن است ماه ها طول بکشد تا پول نقد خود را از فروش پس بگیرند. زمین و ساختمان کمترین میزان نقدینگی را در بین دارایی های غیر نقدینگی دارند.

به عنوان مثال، یک جواهرفروشی دچار مشکل اقتصادی است. او تصمیم دارد فروشگاه فیزیکی خود را بفروشد تا قبض های خود را پرداخت کند و فقط به صورت آنلاین بفروشد. اما، او باید ملک را در بازار قرار دهد و یک خریدار پیدا کند و تمام مدارک مربوط به این روند را انجام دهد. تا آن زمان، موعد صورتحساب او سر رسیده است.
دارایی های غیر نقدینگی معمولاً دارایی های ثابت هستند. در مورد اینکه دارایی های ثابت چیست و چه دارایی ثابت محسوب می شود در مقاله های بعدی توضیح خواهیم داد.

چرا نقدینگی در تجارت مهم است؟

نقدینگی در تجارت مهم است زیرا به شما کمک می کند تا بودجه و اعتبار خود را بدست آورید و در مواقع اضطراری مالی شما را حمل می کند.
نقدینگی توانایی یک تجارت است که دارایی های خود را به سرعت و به راحتی و بدون از دست دادن ارزش آنها به پول نقد تبدیل می کند.
مشاغل با نقدینگی بیشتر اهداف خوبی برای طلبکاران بالقوه (یک بانک) و سرمایه گذاران تلقی می شود زیرا موقعیت این مشاغل در بازپرداخت وام بهتر است.
مشاغل با نقدینگی بیشتر همچنین می توانند شرایط اضطراری را راحت تر پشت سر بگذارند، مانند رکود اقتصادی. همه مشاغل کوچک باید دارایی های نقدینگی کافی داشته باشند تا حداقل یک یا دو ماه بتوانند آنها را به سرانجام برسانند.
همچنین مهم است که نقدینگی خود را زیر نظر داشته باشید. آیا خیلی بالا است؟ شاید زمان آن فرا رسیده باشد که آن پول را برای کمک به رشد مجدد آن وارد کنید. ممکن است بخواهید تجهیزات جدیدی بخرید، موجودی جدیدی سفارش دهید یا بهترین کارها را برای پیشرفت کار خود انجام دهید.
اگر نقدینگی شما کم باشد، مشاغل شما ممکن است دچار مشکل شود. شما ممکن است بخواهید برخی از دارایی های خود را به عنوان سپر برای مشکلات آینده نگه دارید.

حسابداری

معیاری است که از آن برای سنجش توانایی واحد تجاری در پرداخت تعهدات کوتاه مدت استفاده می­شود، هدف از سرمایه در گردش این است که عوامل مؤثر در تغییرات وضعیت مالی شناخته شده و موجبات افزایش یا کاهش وجه نقد مورد نیاز در فعالیت­های جاری واحد تجاری تعیین گردد.

متوسط صنعت: بالا باشد بهتر است.

2-نسبت­های نقدینگی :

نسبت­های نقدینگی توانایی یک واحد تجاری را در واریز تعهدات کوتاه مدت نشان می­دهد. این نسبت­ها از مقایسه­ی دارایی جاری یا اقلام تشکیل دهنده­ی آن با بدهی­های جاری به دست می­آیند و به صورت عدد یا درصد نشان داده می­شود. اهم نسبت­های نقدینگی عبارت­اند از: 1- نسبت جاری 2- نسبت آنی (سریع)

الف: نسبت جاری:

بدهی­های جاری / دارایی­های جاری = نسبت جاری

نسبت جاری نشان می­دهد که در مقابل هر یک ريال بدهی جاری چند ريال دارایی جاری وجود دارد و از نظر بستانکاران (اعتبار دهندگان) کوتاه مدت و مدیران واحد تجاری از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

متوسط صنعت: بالا باشد بهتر است.

ب: نسبت آنی (سریع):

بدهی جاری / (مطالبات + سرمایه گذاری های کوتاه مدت + وجوه نقد ) = نسبت سریع

نسبت سریع توانایی انجام تعهدات جاری واحد تجاری را در شرایطی که فروش موجودی کالا به سهولت امکان­پذیر نمی­باشد، نشان می­دهد. بسیاری از تحلیل­گران مالی معتقدند که نسبت سریع 1 مطلوب می­باشد.

زیرا بیانگر آن است که در مقابل هر یک ریال بدهی جاری یک ریال دارایی جاری به صورت نقد و یا دارایی قابل تبدیل به وجه نقد در مدتی کوتاه وجود دارد.

متوسط صنعت: بالا باشد بهتر است.

3- نسبت­های فعالیت:

نسبت­های فعالیت کارایی مدیران را در استفاده از دارایی­ها (منابع مالی در اختیار مدیران) نشان می­دهد و با بررسی آن­ها می­توان حد کفایت واحد سرمایه­گذاری واحد تجاری در دارایی­های جاری و بلند مدت را به دست آورد. مهم­ترین نسبت­های فعایلت عبارت­اند از:

1- نسبت گردش دارایی­ها 2- دوره وصول مطالبات 3- دوره گردش کالا 4- دوره گردش عملیات 5- نسبت کالا به سرمایه در گردش 6- گردش سرمایه جاری 7- دوره واریز بستانکاران

1- نسبت گردش دارایی­ها:

جمع دارایی­ها/ فروش خالص = نسبت گردش دارایی­ها

نسبت گردش دارایی­ها کارایی مدیریت را در اداره­ دارایی­ها جهت ایجاد فروش نشان ماده بالا بودن نسبت گردش دارایی­ها بیان­گر کارایی بیشتر مدیریت در بکارگیری دارایی­ها است و پایین بودن آن نشان­دهنده سرمایه گذاری زیاد در دارایی­ها یا پایین بودن فروش و یا هر دو مورد می­باشد.

متوسط صنعت: بالا باشد بهتر است.

2- نسبت دوره وصول مطالبات:

دوره وصول مطالبات برای ارزیابی سیاست­های اعتباری مورد استفاده قرار می­گیرد و نشان می­دهد که چند روز طول می­کشد تا مطالبات ناشی از فروش، وصول گردد. برای تعیین دوره وصول مطالبات ابندا باید دفعات گردش مطالبات را با استفاده از رابطه زیر تعیین نمود.

متوسط مطالبات/ فروش سالیانه (نسیه)= دفعات گردش مطالبات

دفعات گردش مطالبات نشان می­دهد که به طور متوسط در طول یک سال چند مرتبه مطالبات وصول می­شوند.

در رابطه فوق متوسط مطالبات به شرح زیر محاسبه می­شود:

2/مطالبات پایان دوره+ مطالبات اول دوره= متوسط مطالبات

پس از محاسبه دفعات گردش مطالبات، دوره وصول مطالبات با استفاده از رابطه زیر تعیین می­شود:

دفعات گردش مطالبات/360= دوره وصول مطالبات

دوره وصول مطالبات را مستقیماً با استفاده از رابطه زیر نیز می­توان به دست آورد:

فروش سالیانه (نسیه)/360×متوسط مطالبات= دوره وصول مطالبات

3- دوره گردش کالا:

بهای تمام شده کالای فروش رفته/360×متوسط موجودی کالا= دوره گردش کالا

2/موجودی کالای پایان دوره+موجودی کالای اول دوره= متوسط موجودی کالا

دوره گردش کالا مدت زمانی را نشان می­دهد که طول می­کشد تا کالا فروخته شود.

متوسط صنعت ‍‍پايين باشد بهتر است.

4- نسبت دوره گردش عمليات:

دوره وصول مطالبات+دوره گردش كالا=دوره گردش عمليات

در مؤسسات توليدي دوره گردش عمليات از رابطه زير به دست مي­آيد.

دوره وصول مطالبات+دوره گردش كالا=دوره گردش عمليات

متوسط صنعت: پایین باشد بهتر است.

5- نسبت کالا به سرمایه در گردش:

سرمایه در گردش / موجودی کالا = نسبت کالا به سرمایه در گردش

نسبت کالا به سرمایه در گردش توانایی مالی واحد تجاری را از نقطه نظر سرمایه گذاری در کالا نشان می­دهد.

چنان­چه این نسبت بزرگ­تر از یک باشد حاکی از آن است که موجودی کالا در مقایسه با منابع مالی واحد تجاری رقم بزرگی را تشکیل می­دهد، به عبارت دیگر افزایش حجم کالا متناسب با وضع مالی واحد تجاری نیست.

6- گردش سرمایه جاری:

سرمایه در گردش / فروش خالص = گردش سرمایه جاری

نسبت گردش سرمایه جاری نشان می­دهد که سرمایه در گردش چگونه در مسیر فروش به کار گرفته شده است و هدف از محاسبه آن، این است که تعیین شود که آیا مقدار سرمایه در گردش کافی و متناسب با حجم فروش و فعالیت واحد تجاری می­باشد یا خیر.

متوسط صنعت: بالا باشد بهتر است.

7- دوره واریز بستانکاران:

دوره واریز بستانکاران نشان­دهنده این است که طول می­کشد تا بدهی به بستانکاران پرداخت گردد و هدف از محاسبه آن، یکی برنامه­ریزی برای پرداخت­ها و تهیه بودجه نقدی و دیگری مقایسه آن با مهلت­های تعیین شده توسط فروشندگان مواد و کالا برای دریافت مطالبات خود ما باشد.دوره واریز بستانکاران با استفاده از رابطه زیر محاسبه می­شود:

خرید سالانه (نسیه) / 360× متوسط حساب بستانکاران = دوره واریز بستانکاران

2 / مانده حساب بستانکاران در پایان دوره + مانده حساب بستانکاران در اول دوره = متوسط حساب

بستانکاران

4- نسبت­های سرمایه گذاری:

نسبت­های سرمایه گذاری طرز ترکیب سرمایه واحد تجاری را به معنی اعم آن که کلیه منابع مالی را در بر می­گیرد نشان می­دهند. به عبارت دیگر نسبت­های سرمایه­گذاری آنچه را که به صاحبان فرمول دارایی های نقدی سرمایه تعلق دارد با سرمایه گذاری­های دیگران در واحد تجاری می­سنجند.

مهم­ترین نسبت­های سرمایه گذاری عبارت­اند از:

1- نسبت بدهی 2- نسبت مالکانه 3- نسبت پوشش بهره 4- نسبت بدهی به حقوق صاحبان سرمایه 5- نسبت دارایی ثابت به حقوق صاحبان سرمایه 6- نسبت بدهی جاری به حقوق صاحبان سرمایه 7- نسبت بدهی بلند مدت به حقوق صاحبان سرمایه

1- نسبت بدهی:

نسبت بدهی نشان می­دهد که چند درصد از دارایی­های واحد تجاری از طریق بدهی تأمین مالی گردیده است و با استفاده از رابطه زیر به دست می­آید:

جمع دارایی­ها / جمع بدهی­ها = نسبت بدهی

هرچه نسبت بدهی کوچک­تر باشد بهتر است زیرا صاحبان سرمایه مشارکت بیشتری در تأمین مالی واحد تجاری داشته­اند.

متوسط صنعت: پایین باشد بهتر است.

2- نسبت مالکانه:

نسبت مالکانه که نسبت حقوق صاحبان سرمایه به جمع دارایی نیز نامیده می­شود نشان می­دهد که چند درصد از دارایی­های واحد تجاری از محل حقوق صاحبان سرمایه تأمین گردیده است و با استفاده از رابطه زیر به دست می­آید:

جمع دارایی­ها / جمع حقوق صاحبان سرمایه = نسبت مالکانه

نسیبت مالکانه قدرت مالی واحد تجاری را از نظر طلبکاران (به خصوص بستانکاران و اعتباردهندگان بلند مدت) مشخص می­کند و هرچقدر بالاتر باشد بیان­گر آن است که واحد تجاری از استحکام بیشتری برخوردار است. حاصل جمع نسبت مالکانه و نسبت بدهی همواره برابر با یک است یعنی اگر نسبت مالکانه 70 درست باشد می­توان نتیجه گرفت که نسبت بدهی 30 درصد است.

متوسط صنعت: بالا باشد بهتر است.

3- نسبت پوشش هزینه بهره:

نسبت پوشش هزینه بهره واحد تجاری را در تأمین نمودن پرداخت­های هزینه بهره از محل سود عملیاتی نشان می­دهد و با استفاده از رابطه زیر به دست می­آید:

هزینه بهره / سود قبل از بهره و مالیات = هزینه بهره / سود عملیاتی = نسبت پوشش هزینه بهره

بالا بودن نسبت پوشش بهره نشان دهنده آن است که واحد تجاری در پرداخت هزینه بهره مشکل ندارد و پایین بودن آن بیانگر آن است که اعتباردهندگان در دریافت بهره در سررسید با ریسک بیشتری مواجه خواهند بود،

در نتیجه واحد تجاری ممکن است برای دریافت واحدهای جدید با مشکلاتی مواجه گردد.

متوسط صنعت: بالا باشد بهتر است.

4- نسبت بدهی به حقوق صاحبان سرمایه:

نسبت بدهی به حقوق صاحبان سرمایه رابطه بدهی­ها (اعم از جاری و بلندمدت) را با حقوق صاحبان سرمایه نشان می­دهد و با استفاده از رابطه زیر به دست می­آید:

حقوق صاحبان سرمایه / بدهی­ها = نسبت بدهی به حقوق صاحبان سرمایه

هرچقدر این نسبت بزرگ­تر باشد، طلبکاران اطمینان کمتری برای وصول مطالبات خود خواهند داشت و معمولاً هنگامی که نسبت مذکور از یک تجاوز کند وضع غیرعادی تلقی می­شود زیرا مفهوم آن این است که در صورت ورشکستگی و انحلال واحد تجاری، طلبکاران به تمامی مطالباتشان نمی­رسند.

متوسط صنعت: پایین باشد بهتر است.

5- نسبت دارایی ثابت به حقوق صاحبان سرمایه:

نسبت دارایی ثابت به حقوق صاحبان سرمایه نشان می­دهد که حقوق صاحبان سرمایه تا چه میزان در دارایی ثابت سرمایه­گذاری شده است و با استفاده از رابطه زیر به دست می­آید:

حقوق صاحبان سرمایه / دارایی ثابت = نسبت دارایی ثابت به حقوق صاحبان سرمایه

هرچقدر این نسبت بزرگ­تر باشد مفهوم آن این است که درصد بیشتری از دارایی­های ثابت از طریق منابعی غیر از حقوق صاحبان سرمایه از قبیل خریدهای نسیه و یا دریافت وام تحمیل شده است. تحلیل­گران مالی معتقدند که نسبت حقوق نباید از یک بیشتر باشد. چرا که تجاوز این نسبت از یک، حاکی از آن است که قسمتی از مطالبات اشخاص و شرکت­ها از واحد تجاری در دارایی­های ثابت سرمایه­گذاری شده و این­چنین وضعی مسلماً مطلوب نمی­باشد.

وضعیت صنعت: زیر یک مطلوب است. (پایین­تر باشد بهتر است.)

6- نسبت بدهی جاری به حقوق صاحبان سرمایه:

هدف از کاربرد این نسبت، تعیین سرمایه وضع شده مطالبات بستانکاران کوتاه مدت است که درصورت بروز خطر چه پوششی برای تأمین مطالباتشان از لحاظ حقوق صاحبان سرمایه پیدا می­کنند. این نسبت با استفاده از رابطه زیر تعیین می­گردد:

حقوق صاحبان سرمایه / بدهی جاری = نسبت بدهی جاری به حقوق صاحبان سرمایه

هرقدر این نسبت پایین­تر باشد مفهوم آن این است که تضمین حقوق بستانکاران بیشتر است.

متوسط صنعت: پایین­تر باشد بهتر است.

7- نسبت بدهی بلند مدت به حقوق صاحبان سرمایه

نسبت بدهی بلند مدت به حقوق صاحبان سرمایه یکی از نسبت­های مهم از نظر ترکیب سرمایه­ای یک واحد تجاری و بیانگر قدرت پرداخت بدهی­های آن در بلند مدت است. این نسبت نشان می­دهد که بدهی­های بلند مدت چه سهمی از حقوق صاحبان سرمایه را در بر می­گیرد و با استفاده از رابطه زیر به دست می­آید:

حقوق صاحبان سرمایه / بدهی­های بلند مدت = نسبت بدهی بلند مدت به حقوق صاحبان سرمایه

هرچقدر این نسبت پایین­تر باشد بهتر است زیرا بیان­گر آن است که واحد تجاری از وضعیت بهتری برخوردار است، مشروط به این که فروش و یا سرمایه گذاری­های بلند مدت واحد تجاری مطلوب باشد.

متوسط صنعت: پایین­تر باشد بهتر است.

5- نسبت­های سودآوری:

نسبت­های سودآوری میزان موفقیت واحد تجاری را در فرمول دارایی های نقدی تحصیل سود نشان می­دهند و با استفاده از آن­ها می­توان اثربخشی مدیریت واحد تجاری را مورد ارزیابی قرار داد.

مهم­ترین نسبت­های سودآوری عبارت­اند از:

1- نسبت سود ناخالص 2- نسبت سود عملیاتی 3- نسبت سود خالص 4- بازده حقوق صاحبان سرمایه

5- بازده دارایی 6- بازده سرمایه در گردش

1- نسبت سود ناخالص:

نسبت سود ناخالص اثر بخشی مدیریت را در قیمت ­گذاری، ایجاد فروش و کنترل هزینه­های تولید نشان می­دهد و با استفاده از فرمول زیر به دست می­آید:

100× فروش خالص / سود ناخالص = نسبت سود ناخالص

این نسبت نشان می­دهد که از هر یک ریال فروش، چند درصد سود ناخالص ایجاد شده است، به عبارت دیگر،

از هر یک ریال فروش پس از کسر بهای تمام شده کالای فروش رفته، چند درصد باقی مانده است.

متوسط صنعت: بالا باشد بهتر است.

2- نسبت سود عملیاتی:

نسبت سود عملیاتی به عنوان یک معیار کلی کارایی عملیاتی مورد استفاده قرار می­گیرد و نشان دهنده توانایی مدیریت در کنترل هزینه­های عملیاتی می­باشد.

100× فروش خالص / سود قبل از بهره و مالیات = 100× فروش خالص / سود عملیاتی = نسبت سود عملیاتی

این نسبت نشان می­دهد که از هر یک ریال فروش پس از کسر بهای تمام شده کالای فروش رفته و هزینه­های عملیاتی چند درصد باقی مانده است.

متوسط صنعت: بالا باشد بهتر است.

3- نسبت سود خالص:

نسبت سود خالص که بازده فروش نیز نامیده می­شود نشان می­دهد که از هر یک ریال فروش، چند درصد سود خالص تحصیل گردیده است.

متوسط صنعت: بالا باشد بهتر است.

4- بازده حقوق صاحبان سهام:

بازده حقوق صاحبان سرمایه، رابطه بین سود خالص و سرمایه گذاری صاحبان سرمایه را نشان می­دهد.

100× متوسط حقوق صاحبان سرمایه در طی دوره / سود خالص = بازده حقوق صاحبان سرمایه

این نسبت نشان می­دهد که از هر یک ریال سرمایه گذاری انجام شده توسط صاحبان سرمایه، چند درصد سود تحصیل گردیده است.

متوسط صنعت: بالا باشد بهتر است.

5- بازده دارایی­ها:

نسبت بازده دارایی میزان موفقیت مدیریت در استفاده از دارایی­ها جهت تحصیل سود را نشان می­دهد و با استفاده از رابطه زیر به دست می­آید:

100× متوسط دارایی­ها / سود خالص = بازده دارایی­ها

متوسط صنعت: بالا باشد بهتر است.

6- بازده سرمایه در گردش:

بازده سرمایه در گردش، رابطه بین سود خالص و سرمایه در گردش را نشان می­دهد. در صورتی که این نسبت بالا باشد نشان دهنده آن است که واحد تجاری با کمبود سرمایه در گردش مواجه می­باشد.

تحلیل مالی و مهم‌ترین فرمول‌های آن

تحلیل مالی بر اساس صورت‌های مالی معنی می‌شود و در دنیای امروز به خصوص در بورس بسیار مورد توجه قرار گرفته است. در واقع یک سری محاسباتی که سبب می‌شود اطلاعات معنی داری برای یک شرکت در راستای شرایط مالی ایجاد شود، تحلیل مالی نامیده می‌شود که با عنوان نسبت‌های مالی نیز شناخته می‌شود. برای تحلیل مالی یک سری فرمول‌ها مطرح است که در فضای ارقام و اعداد بسیار مورد توجه قرار می‌گیرد. فرمول‌های تحلیل مالی بر روی ترازنامه‌ها و میزان سود و زیاد بررسی می‌شوند و در مدیریت مالی نقش ویژه‌ای دارند. از سوی دیگر تجزیه و تحلیل‌های آماری نیز وجود دارند که می‌توانند اهرم مالی محسوب شوند. در نسبت‌های مالی قرار است که نرخ بازگشت سرمایه، وضعیت سودآوری و رشد و حاشیه‌ها نیز مدنظر قرار بگیرد.

طبقه بندی تحلیل مالی و اهداف اصلی آن

تحلیل مالی در ۵ دسته بزرگ تقسیم شده است که عبارت است از: نسبت‌های نقدینگی، نسبت‌های اهرمی، نسبت‌های کارایی، نسبت‌های سودآوری و همینطور نسبت‌های ارزش بازار.

اهداف اصلی برای تحلیل مالی در دو بخش مهم بررسی می‌شود. بخش اول ردیابی عملکرد شرکت است. در این بخش هر یک از نسبت‌های مالی برای یک دوره مشخص مورد محاسبه قرار می‌گیرد. تغییراتی مشخص می‌شود که در طول زمان رخ داده است و روند عملکرد شرکت را مشخص می‌کند. در واقع بررسی می‌شود که شرکت در طول زمان در حال رشد بوده است یا سیر نزولی داشته باشد.

هدف دیگر از تحلیل مالی مقایسه عملکرد شرکت است. در واقع تحلیل مالی یک شرکت با سایر رقبای اصلی او در بازار مورد مقایسه قرار می‌گیرد و قرار است مشخص شود که شرکت مورد نظر به طور میانگین از سایر شرکت‌های هم رده خود بهتر عمل می‌کند یا عملکرد ضعیف‌تری دارد. یک مثال بارز در این راستا این است که آیا بازده دارایی شرکت‌های مختلف به تحلیلگر یا سرمایه گذار کمک خواهد کرد یا خیر. در واقع مشخص می‌شود که کدام شرکت بر اساس دارایی‌های خود می‌تواند به بیشترین بهره وری دست یابد.

صورت‌های مالی برای استفاده کنندگان برون سازمانی و درون سازمانی مورد بررسی قرار می‌گیرند. استفاده کنندگان برون سازمانی شامل تحلیلگران مالی و سرمایه گذاران خرد هستند. رقبا و مقامات مالیاتی نیز در این دسته قرار می‌گیرند. مدیریت و کارمندان و سایر مالکان اغلب در لیست استفاده کنندگان درون سازمانی قرار می‌گیرند.

فرمول‌های تحلیل مالی مربوط به بخش نقدینگی

بخش اول از فرمول‌های تحلیل مالی مربوط به بخش نقدینگی است. نسبت‌های نقدینگی به نسبت‌هایی گفته می‌شود که شرکت برای پرداخت بدهی‌های کوتاه مدت و بلند مدت خود خواهد داشت و در واقع توانایی شرکت در این زمینه بررسی می‌شود. در بررسی تحلیل مالی نقدینگی، نسبت جاری، نسبت سریع، نسبت نقدی و نسبت جریان وجه نقد عملیاتی ارزیابی می‌شود.

نسبت جاری: در بررسی نسبت جاری دو پارامتر بدهی‌های جاری و دارایی جاری دخالت دارند به طوری که توانایی شرکت از نظر دارایی را نشان می‌دهد که می‌بایست برای بدهی‌های کوتاه مدت بررسی شود.

بدهی جاری/دارایی جاری = نسبت جاری

نسبت سریع: در بررسی تحلیل سریع یا آنی سه پارامتر بدهی جاری و موجودی مواد و دارایی‌های جاری بررسی می‌شوند. در واقع توانایی شرکت برای پرداخت بدهی‌های کوتاه مدت را نشان می‌دهد که با استفاده از دارایی‌های موجود بررسی می‌کند که قرار است در زمانی سریع و آنی به وجه نقد تبدیل شوند.

بدهی جاری/(موجودی مواد و کالا – داراییهای جاری) = نسبت سریع

نسبت نقدی: پارامترهای ارزیابی شده برای بخش نسبت نقدی مربوط به بدهی جاری و وجه نقد و معادل آن است. به طوری که بررسی می‌کند شرکت در پرداخت بدهی‌ها از طریق وجه نقد چقدر توانایی دارد. در این تحلیل مالی ، معادل وجه نقد نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد.

بدهی جاری/وجه نقد و معادل وجه نقد = نسبت نقدی

نسبت جریان وجه نقد: این نسبت مالی به دفعاتی از پرداخت شرکت در یک دوره بخصوص اشاره دارد که برای بدهی‌های جاری در نظر گرفته می‌شود و توسط وجه نقد صورت می‌گیرد در این نسبت از پارامترهای بدهی جاری و وجه نقد عملیاتی استفاده می‌شود.

بدهی جاری/وجه نقد عملیاتی = نسبت جریان وجه نقد عملیاتی

فرمول تحلیل مالی مربوط به نسبت‌های اهرمی

در بخش تحلیل مالی اهرمی ‌تمرکز اصلی بر روی میزان سرمایه‌ای است که از طریق بدهی تامین شده است و این میزان سرمایه باید اندازه گیری شود. در واقع نسبت‌های اهرمی‌ در ابتدا وضعیت بدهی یک سازمان را به طور دقیق محاسبه و اندازه‌گیری می‌کنند. در بررسی تحلیل مالی اهرمی ‌نسبت‌های بدهی، نسبت بدهی به سرمایه و نسبت پوشش هزینه بررسی می‌شود.

نسبت بدهی: این بخش از تحلیل مالی با دو متغیر کل دارایی و کل بدهی همراه است به طوری که میزان دارایی شرکت را که از طریق بدهی‌ها تامین شده است، مورد محاسبه قرار می‌دهد.

کل دارایی/کل بدهی = نسبت بدهی

نسبت بدهی به سرمایه: سرمایه ای که از سوی سهامداران وارد یک سازمان می‌شود بخش مهمی‌از این تحلیل مالی را شامل می‌شود و در این فرمول دو پارامتر کل سرمایه و کل بدهی بررسی می‌شود به طوری که قرار است وزن کل بدهی و تعهدات مالی بر اساس میزان سهام وارده توسط سهامداران مقایسه شود.

کل سرمایه/کل بدهی = نسبت بدهی به سرمایه

نسبت پوشش هزینه بهره: این بخش در خصوص توانایی شرکت تمرکز می‌کند که بتواند از پس پرداخت کل بدهی‌های شرکت بر آید. در فرمول این نسبت نیاز است که دو متغیر کل بدهی و درآمد عملیاتی بررسی شود.

کل بدهی/درآمد عملیاتی = نسبت پوشش کل بدهی

فرمول تحلیل مالی مربوط به نسبت‌های کارایی

سومین دسته از فرمول‌های تحلیل کالی مربوط به بخش کارایی است. این بخش در واقع مشهور به نسبت‌های فعالیت است به طوری که قرار است میزان مطلوبیت شرکت در راستای دارایی و منابع مورد نظر را بررسی کند. در این نسبت هم فرمول‌های مربوطه وجود دارند که شامل نسبت گردش دارایی، نسبت گردش موجودی کالا، نسبت گردش حساب‌های دریافتی و نسبت متوسط روزهای نگهداری موجودی کالا.

نسبت گردش دارایی: در فرمول به کار رفته در این نسبت قرار است که توانایی شرکت در راستای فروش بر اساس دارایی را بررسی شود و اندازه گیری بر اساس دو پارامتر کل دارایی و فروش خالص دنبال می‌شود.

کل داراییها/فروش خالص = نسبت گردش دارایی‌ها

نسبت گردش موجودی کالا: این بخش از فرمول تحلیل مالی مربوط به دفعاتی است که یک کالا در دوره ای مشخص به فروش می‌رسد و جایگزین صورت می‌گیرد. در بررسی این فرمول دو پارامتر میانگین پولی موجودی کالا و هزینه تمام شده کالای فروخته موارد مهم هستند.

میانگین(پولی) موجودی کالا/بهای تمام شده کالای فروش رفته = نسبت گردش موجودی کالا

نسبت گردش حساب دریافتی: در این نسبت از تحلیل مالی دو پارامتر میانگین حساب‌های دریافتنی و وضعیت خالص از فروش نسیه بررسی می‌شود و در واقع بررسی می‌کند که چند دفعه حساب‌های دریافتنی شرکت می‌توانند در یک دوره زمانی مشخص تبدیل به وجه نقد شوند.

میانگین حسابهای دریافتنی/خالص فروش نسیه = نسبت گردش حسابهای دریافتنی

نسبت متوسط روزهای نگهداری موجودی کالا: در این فرمول روزهایی که شرکت موجودی کالا را پیش از فروش نگهداری کرده است به صورت میانگین نمایش داده می‌شود.

نسبت گردش موجودی کالا/۳۶۵ = نسبت متوسط روزهای نگهداری موجودی کالا

فرمول تحلیل مالی مربوط به نسبت‌های سودآوری

در بخش نسبت‌های سودآوری از تحلیل مالی ، توانایی شرکت در راستای هزینه‌های عملیاتی، سرمایه، دارایی‌های ترازنامه ای و میزان سود نسبت به میزان درآمد بررسی می‌شود. نسبت‌های معمول سودآوری در این راستا اهمیت زیادی دارد که شامل، نسبت حاشیه سود ناخالص، نسبت حاشیه سود عملیاتی، نسبت بازده دارایی‌ها، نسبت بازده سرمایه است.

نسبت حاشیه سود ناخالص: این بخش مربوط به میزان سود شرکت است که به واسطه فروش خالص صورت می‌گیرد. در واقع شرکت پس از بهای تمام شده کالای فروش رفته می‌بایست کسب سود را بررسی نماید. در این فرمول پارامترهای فروش خالص و سود ناخالص دخالت دارند.

فروش خالص/سود ناخالص = نسبت حاشیه سود ناخالص

نسبت حاشیه سود عملیاتی: این فرمول قرار است فروش خالص و درآمد عملیاتی سازمان را مورد مقایسه قرار دهد و کارایی عملیاتی واحد تجاری را نیز مشخص سازد و پارامترهای فروش خالص و درآمد عملیاتی مورد بررسی قرار می‌گیرد.

فروش خالص/درآمد عملیاتی = نسبت حاشیه سود عملیاتی

نسبت بازده دارایی‌ها: در این بخش از فرمول تحلیل مالی وضعیت کارایی شرکت بررسی می‌شود که در راستای استفاده از دارایی‌ها بوده و قرار است میزان سود مشخص شود و پارامترهای کل دارایی و سود خالص مدنظر خواهد بود.

کل دارایی‌ها/سود خالص = نسبت بازده دارایی‌ها

نسبت بازده سرمایه: بررسی وضعیت کارایی شرکت در قبال سرمایه بسیار مهم است و در این فرمول از نسبت بازده سرمایه دو پارامتر مهم کل سرمایه و سود خالص ارزیابی می‌شود.

کل سرمایه/سود خالص = نسبت بازده سرمایه

فرمول تحلیل مالی مربوط به نسبت‌های ارزش بازار

در بررسی تحلیل مالی موضوعی به نام نسبت ارزش بازار وجود دارد که برای ارزیابی قیمت سهام یک شرکت بررسی می‌شود و به طور کلی شامل نسبت ارزش دفتری، نسبت بازده سود به صورت نقدی و سهم و نسبت قیمت به درآمد خواهد بود.

نسبت ارزش دفتری: در این بخش قرار است میزان سرمایه متعلق به هر سهم باید محاسبه شود. پارامترهای مورد ارزیابی در این روش تعداد سهام در دست سهامدار و کل سرمایه خواهد بود.

تعداد سهام در دست سهامداران/کل سرمایه = نسبت ارزش دفتری سهام

نسبت بازده سود نقدی: در بررسی بازده سود نقدی قرار است که وضعیت سود نقدی به نسبت قیمت بازار بررسی شود و سهم در این راستا مورد سنجش قرار می‌گیرد. پارامترهای مهم مربوط به این بخش شامل قیمت هر سهم و سود نقدی مربوط به هر سهم است.

قیمت هر سهم/سود نقدی هر سهم = نسبت بازده سود نقدی

نسبت سود هر سهم : در مورد میزان سود به ازای هر سهم محاسبه می‌شود. در این فرمول از تحلیل مالی در ابتدا باید تعداد سهام هر سهامدار بررسی شود و سپس سود خالص مورد محاسبه قرار بگیرد. نسبت سود هر سهم میزان سود به ازای هر سهم را محاسبه می‌کند.

نسبت قیمت به درآمد : این بخش از فرمول تحلیل مالی مربوط به پارامترهای سود هر سهم و قیمت سهم است که در واقع بین قیمت سهام یک شرکت با سود هر سهم مقایسه در نظر گرفته می‌شود.

سود هر سهم/قیمت سهم = نسبت قیمت به درآمد

جمع بندی

در بررسی تحلیل مالی بهتر است روش‌های تجزیه و تحلیل نیز بررسی شود. به هر صورت یک سری روش‌ها وجود دارد که رویکرد درونی، مقایسه‌ای، سرمایه در گردش و تحلیل خطر هستند که هر یک می‌تواند راه حل مناسبی برای تحلیل مالی باشد. در روش تجزیه و تحلیل درونی قرار است که اقلام مندرج در صورتحساب مورد مقایسه قرار بگیرد. در روش تجزیه و تحلیلی مقایسه‌ای، بین اقلام مندرج در صورت حساب‌های چند دوره یک سری مقایسه‌ها در نظر گرفته می‌شود. در تجزیه و تحلیل سرمایه می‌بایست عوامل موثر شناسایی شود و همینطور موقعیت پول در روند صعودی و نزولی بررسی شود. همینطور روشی با عنوان تجزیه و تحلیل خطر نیز وجود دارد که می‌تواند رویکرد سرمایه گذاری موسسه را با سنجش خطران بررسی کند و بخش مهمی ‌از رویکرد تحلیل مالی را در بر می‌گیرد.

نسبت‌های بدنی در رویکرد جاری و بلند مدت و همینطور در بخش دارایی‌های ثابت به ارزش ویژه دنبال می‌شود و بخش مهمی‌ از تحلیل مالی هستند. از سوی دیگر یک سری مشکلات اقتصادی نیز دیده می‌شود که سطح ارزشمندی از شاخص‌های مالی را در بر می‌گیرد.

نسبت توان پرداخت بهره نیز بخش دیگری از تحلیل مالی محسوب می‌شود که بر اساس دارایی‌های مدیران سنجیده می‌شود و می‌تواند یک ساختار مهم از تحلیل مالی شرکت‌های کوچک و بزرگ باشد.

کاروکسب دوره‌های آموزشی متنوعی را در حوزه‌های تحلیل کسب‌وکار، هوش تجاری، مدیریت فرایند، مدیریت پروژه، مدیریت چابک و . برگزار می‌کند. جهت آشنایی با دوره‌های آموزشی کاروکسب از تقویم دوره‌های آموزشی بازدید نمایید.

سود و جریان نقدی چیست؟ آشنایی با انواع مدل های جریان نقدی

مفهوم سود و جریان نقدی

قطعأ تا به حال با مفهوم سود و جریان نقدی روبه‌رو شده‌اید. آیا با مفهوم دقیق این دو واژه آشنایی دارید؟ آیا می‌دانید که این دو واژه در چه زمانی و در چه موقعیتی کابرد دارند؟ آیا می‌دانید که این دو واژه دارای ماهیت متفاوتی هستند که صاحبان مشاغل با آن‌ها سروکار دارند؟ اگر جواب سؤالات بالا را نمی‌دانید، بنابراین با ما همراه باشید تا با جزییات این دو مفهوم آشنا شوید و تفاوتی که بین سود و جریان نقدی وجود دارد را بهتر درک کنید.

سود (Profit) چیست؟

سود Profit یکی از معیارهای مورد توجه مالی است که محاسبه و بررسی آن برای در نظر گرفتن روند مالی شرکت‌ها و کسب و کارها بسیار حایز اهمیت است. این معیار مالی بسیار مهم، بیانگر پولی است که پس از کسر هزینه‌ها از درآمد حاصله شرکت‌ها به دست می‌آید.

به این نکته توجه نمایید که Profit انواع مختلفی دارد و در صورت‌های مالی با عناوین متفاوتی معرفی و شناسایی می‌شوند. در ادامه شما را با انواع این مفهوم بیش‌تر آشنا می‌کنیم.

  1. سود ناخالص (Gross Profit)
  2. سود عملیاتی (Operating Profit)
  3. سود خالص (Net Income)
  4. حاشیه سود (Margin)
  5. EPS (Earnings Per Share)
  6. DPS (Dividend Per Share)
  7. (P/E (Price / Earning per share

1) سود ناخالص (GROSS PROFIT)

Gross Profit، در صورتی به دست می‌آید که بهای تمام شده کالاهای فروش رفته در یک شرکت را از درآمد حاصله فرمول دارایی های نقدی آن شرکت طی یک بازه زمانی مشخص کسر کنیم و به ما کمک می‌کند تا کارآمدی یک شرکت در استفاده از نیروی کار و تجهیزاتش را بررسی نماییم.

این مفهوم، در صورت سودوزیان شرکت وجود دارد و می‌توان آن را از طریق فرمول زیر محاسبه کرد:

به این نکته توجه نمایید که سود ناخالص، فقط شامل هزینه‌های متغیر می‌شود. اما وقتی از هزینه‌های متغیر صحبت می‌کنیم، منظورمان چیست؟

هزینه‌هایی که با سطح خروجی و تولید نوسان می‌کنند را هزینه متغیر می‌گویند. مانند: مواد خام و اولیه، نیروی کار مستقیم (با این فرض که ساعتی بوده یا به تعداد کالاهای خروجی وابسته باشند)، کارمزد کارکنان بخش فروش، تجهیزات استهلاک‌پذیر، لوازم مورد نیاز برای کارخانه، هزینه‌های مربوط به حمل‌ و نقل و …

2) سود عملیاتی (Operating Profit)

مفهوم سود و جریان نقدی

سود عملیاتی، معیاری است که برای محاسبه Profit یک شرکت، با در نظر نگرفتن بهره و مالیات، به دست می‌آید. به همین دلیل به آن، درآمد پیش از پرداخت بهره و مالیات (EBIT) نیز گفته می‌شود. این مفهوم، به‌عنوان یک شاخص بسیار دقیق در مورد سودآفرینی بالقوه یک کسب‌وکار عمل می‌کند زیرا تمام فاکتورهای اضافه را از محاسبات حذف می‌نماید.

سود عملیاتی به صورت زیر محاسبه می‌شود:

  1. اگر سود عملیاتی یک شرکت مثبت باشد لزومأ به معنی سودآوری آن شرکت نیست، چرا که ممکن است سود بالقوه کلی شرکت را نشان دهد، بنابراین در واقع سودآوری را تضمین نمی‌‌کند.
  2. ممکن است شرکتی که بدهی زیادی دارد، شاهد سود عملیاتی مثبتی در صورت وضعیت مالی آن شرکت باشیم، درحالی که به‌طور همزمان دچار زیان خالص نیز است. در چنین وضعیتی ممکن است که سود عملیاتی وضعیت مالی شرکت را مثبت‌تر از سود خالص آن نشان ‌دهد.

3) سود خالص (Net Income)

سود خالص (NI) به باقیمانده مجموع درآمدها پس از کسر هزینه‌های عملیاتی، مالی و مالیات گفته می‌شود. در واقع برای محاسبه سود خالص، همه هزینه‌ها از درآمدهای شرکت کسر می‌گردد.

به این نکته توجه نمایید که سـود خالـــص می‌تواند مثبت یا منفی باشد که در صورت منفی بودن به آن “زیان خالص” گفته می‌شود.

برای محاسبه سود خالص، از فرمول زیر استفاده می‌شود:

4) حاشیه سود (MARGIN)

حاشیه سود، یکی از نسبت‌های سودآوری است که از تقسیم سود (ناخالص، عملیاتی و خالص) بر درآمد یا فروش به دست می‌آید. این نسبت، به شکل درصدی بیان می‌شود و به عبارتی مشخص می‌کند که یک شرکت در ازای هر 100 میلیون تومان فروش (درآمد)، چند میلیون سود به دست می‌آورد.

حاشیه سود انواع مختلفی دارد که صورت زیر محاسبه می‌شوند:

5) EPS (Earnings per Share)

EPS، به معنای سودی است که به هر سهم تعلق می‌گیرد و یک معیار بنیادین در مورد میزان سودآوری شرکت به حساب می‌آید که مشخص می‌کند؛ سود هر سهم از شرکت، چه‌قدر است؟

برای محاسبه EPS، از فرمول زیر استفاده می‌شود:

DPS (Dividend Per Share) (6

DPS، سود تقسیمی هر سهم است که بیانگر مقداری از Profit شرکت است که به ازای هر سهم بین سهامداران تقسیم می‌شود. افزایش هر ساله در میزان DPS، حکایت از آن دارد که رشد درآمدهای شرکت پایدار است.

P/E ((Price / Earning per share (7

به نسبت P/E، نسبت “قیمت به درآمد” گفته می‌شود. در واقع این نسبت، بیانگر انتظارات سرمایه‌گذاران از بازدهی آینده یک دارایی است. و به معنی این است که یک سرمایه‌گذار به ازای هر ۱ ریال بازدهی که به دست می آورد، حاضر است چند ریال پرداخت کند.

جریان نقدی (Cash Flow)چیست؟

جریان نقدی، یک گردش نقدینگی است که بیانگر مقدار خالص پول نقد یا مشابه‌ پول نقد است که به یک کسب‌وکار وارد و از آن خارج می‌شوند. Cash Flow، به ورود و خروج پول نقد و یا سایر دارایی‌های هم‌ارزش با پول نقد در انواع کسب و کارهای گوناگون و یا پروژه‌های مختلف اقتصادی اشاره دارد و غالبأ، دوره‌ی محاسبه کردن این جریان نقدینگی به یک طول مدت زمانی محدود اختصاص داده می‌شود.

انواع مختلف جریان نقدی

مفهوم سود و جریان نقدی

  1. جریان نقدی مثبت
  2. جریان نقدی منفی

1) جریان نقدی مثبت

به جریان نقدی مثبت، معمولأ “دارایی های قابل سرمایه‌گذاری” یا “منابع مالی” می‌گویند. زمانی که Cash Flow مثبت شود، حکایت از آن دارد که دارایی‌های نقدی یک شرکت در حال افزایش است و به این ترتیب، اجازه پرداخت بدهی‌ها، سرمایه‌گذاری مجدد در شرکت، بازگرداندن پول به سهامداران، پرداخت هزینه‌ها را می‌دهد. همین‌طور به وجود آوردن سوپاپ اطمینانی را در برابر چالش‌های مالی آینده فراهم می‌کند.

جریان نقدی مثبت برای یک کسب و کار موجب رونق بخشیدن به تمامی فعالیت‌ها می‌شود و با تأثیرات مثبتی که بر روند کلیه‌ی کارهای مالی شرکت می‌گذارد، این امکان را فراهم می‌نماید تا به میزان چشمگیری شاهد توسعه آن کسب و کار باشیم و به موازات آن، امکان حرکت کسب و کار به سمت یک روند پر بازده را فراهم می‌نماید.

2) جریان نقدی منفی

زمانی که Cash Flow منفی شود، حکایت از آن دارد که دارایی‌های نقدی شرکت در حال کاهش است. به این ترتیب، بسیاری از فرآیندهای اقتصادی دچار اختلال خواهد شد و در صورت ادامه‌دار شدن این روند، مجموعه شکست خواهد خورد.

به این نکته توجه نمایید، زمانی که از جریان نقدی خالص صحبت می‌شود، منظور درآمد خالص نیست. بلکه درآمد خالص شامل حساب‌های دریافتنی و سایر مواردی است که پولی برای آن دریافت نمی‌شود. اما از Cash Flow برای تعیین کیفیت درآمد شرکت استفاده می‌شود که حکایت ازآن دارد که میزان نقدشوندگی شرکت چه‌قدر است.

برای محاسبه Cash Flow از فرمول زیر استفاده می‌شود:

زمانی که از پول وارد شده یا درآمد صحبت می‌ کنیم، منظورمان چیست؟

  1. حقوق و دستمزد (خالص و بعد از کسر مالیات)
  2. بازپرداخت مالیات
  3. درآمد حاصل از سود سپرده‌های بانکی یا سرمایه‌گذاری‌ها
  4. پاداش‌ها
  5. هدایا و کمک هزینه خرید

زمانی که از پول خارج شده یا هزینه‌ ها و مخارج صحبت می‌ کنیم، منظورمان چیست؟

هزینه‌ها را به دو دسته هزینه ثابت و هزینه متغیر تقسیم می‌شود.

هزینه‌های ثابت عبارتند از:

  1. اجاره بها و یا وام
  2. حق بیمه‌های پرداختی
  3. حمل و نقل
  4. خدمات رفاهی
  5. بدهی‌ها
  6. تلویزیون، تلفن، اینترنت، موبایل
  7. هزینه‌های پزشکی و درمانی
  8. غذا

هزینه‌های متغیر عبارتند از:

  1. هزینه‌های مربوط به سرگرمی و تفریح
  2. هزینه‌های مربوط به تعطیلات
  3. هزینه‌های مرتبط با لباس و مراقبت شخصی

جریان نقدی را چگونه محاسبه می‌ کنند؟

Cash Flow صاحبان سهام و یک شرکت به صورت زیر محاسبه می‌شود:

استهلاک+ سودخالص= جریان نقد حسابداری

جریان نقد خروجی طی دوره- جریان نقد ورودی طی دوره= خالص جریان نقد صاحبان سهام

خالص جریان نقد بدهی‌ها+خالص جریان نقد صاحبان سهام= جریان نقد شرکت

آیا از اهمیت بررسی جریان نقدینگی آگاهی دارید؟

اهمیت Cash Flow آن جایی مشخص می‌شود که هر چه نوع کسب و کاری که انتخاب کرده‌ایم ایده‌آل باشد و جایگاه بسیار مناسب اقتصادی در کشور را به خود اختصاص دهد و سودآوری بالایی داشته باشد، اما اگر جریان نقدینگی هوشمندانه‌ای برای آن کسب و کار تعریف نشود، شاهد روند شتابان رشد آن کسب و کار نخواهیم بود. و با نادیده گرفتن اهمیت Cash Flow در فعالیت‌های اقتصادی پیش‌رو، بسیاری از زمینه‌های رشد و پیشرفت را از دست خواهیم داد.

تفاوت سود و جریان نقدینگی

با توجه به تعاریف و جزییاتی که به طور مفصل از دو مفهوم “سود” و “جریان نقدی” ارایه دادیم، می‌توان به این نکته رسید که بین این دو اصطلاح مهم و کاربردی تفاوت وجود دارد. اگر چه فرمول دارایی های نقدی هر دو اصطلاحی هستند که در تحلیل کسب و کار و بررسی گزینه‌های سرمایه‌گذاری مورد استفاده قرار می‌گیرند و در بررسی وضعیت مالی یک شرکت بسیارحائز اهمیت هستند. زیرا اگر سود و جریان نقدی، یک کسب و کار هوشمندانه مدیریت شود و به جایگاه درستی دست یابد، نشانه‌ای از سلامت مالی آن مجموعه است و می‌تواند به عنوان راهگشایی برای سرمایه‌گذاران و صاحبان اصلی کسب‌وکارها لحاظ گردد تا موفقیت‌های چشمگیری را تجربه کنند.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.