الگوی پروانه (Butterfly)


الگوی هارمونیک

آشنایی با الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال

در مقالات گذشته راجع به تعداد زیادی از ابزارهای تکنیکال صحبت کرده‌ایم و گفتیم که آشنایی با هرکدام از این ابزارها به نوعی معامله‌گران را در راستای دستیابی به سود بیشتر و خرید سهام با قیمت پایین و از همه مهم‌تر فروش آن در قیمت بالا، یاری خواهد داد. اما یکی از مهم‌ترین ابزارهای تکنیکی الگوها هستند که به سبب خاصیت تکرارشوندگی، سیگنال‌های بسیار خوبی از آینده‌ی یک روند در اختیار تحلیل‌گران قرار می‌دهند. پیش از این الگوهای ادامه‌دهنده و بازگشتی و انواع آن‌ها را مورد بررسی قرار داده و نحوه‌ی سیگنال‌گیری با استفاده از آن‌ها را توضیح دادیم. اما در این مقاله از سری مقالات آموزش بورس در چراغ به سراغ الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال رفته‌ایم و شما را با این الگوها و انواع آن بیش‌تر آشنا خواهیم کرد.

پیش از خواندن ادامه مقاله پیشنهاد می‌کنیم تا مقاله و فیلم آموزشی زیر را با دقت مشاهده نمایید. 👇

الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال چه هستند؟

الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال همانند دیگر الگوهای تکنیکی به سرمایه‌گذاران کمک می‌کنند تا روند حرکت آینده قیمت سهام مورد نظر را پیش‌بینی کنند و به سودهای بسیار مناسبی دست یابند. اما اصلاً الگوهای هارمونیک چه هستند؟ الگوهای هارمونیک یک سری ساختارهای مشخصی می‌باشند که رابطه فیبوناچی منظمی با هم دارند؛ در واقع، این الگوها چند موج پشت سر هم هستند که از رابطه‌ی فیبوناچی مشخص و از پیش تعیین شده‌ای پیروی می‌کنند. تشخیص یک الگوی هارمونیک در نمودار سهام می‌تواند در پیدا کردن نقاط بازگشت روند و یا تغییرات سیکلی، به تحلیل‌گران کمک نماید؛ یعنی زمانی‌که این الگو تشکیل شود، بعد از آن احتمال تغییر روند وجود خواهد داشت و می‌توان وارد فاز خرید یا فروش شد. آنالیز هارمونیک بر اساس نقش فیبوناچی در طبیعت تشکیل شده است و از آنجایی که انسان‌ها چارت‌ها را می‌سازند، لذا این الگوها در چارت قابل شناسایی هستند.

انواع الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال

انواع الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال

انواع الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال

الگوهای هارمونیک دارای انواع مختلفی هستند که ساختار هر یک از آن‌ها منحصر به فرد بوده و با دیگری متفاوت می‌باشد. شناسایی این الگوها در نگاه اول شاید کمی پیچیده و دشوار به نظر برسد. اما همین‌که تحلیل‌گران ساختار الگوها را درک کنند، می‌توانند آن‌ها را بر روی نمودار تشخیص دهند. الگوهای هارمونیک اصلی از پنج نقطه (X A B C D) تشکیل می‌شوند که در واقع الگوی ABCD اولین و ساده‌ترین الگوی هارمونیک می‌باشد که تشخیص آن نیز ساده است و بیشتر در بازار تکرار می‌شود. از آنجایی‌که این الگو به‌عنوان مبحث پایه‌ای الگوهای هارمونیک می‌باشد، ابتدا به بررسی آن خواهیم پرداخت.

۱. الگوی AB=CD

الگوی AB=CD

الگوی AB=CD

همان‌طور که گفتیم این الگو از ساده‌ترین و متداول‌ترین الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال می‌باشد و در آن یک حرکت ABCD داریم که از نسبت‌های فیبوناچی استفاده می‌کند. الگوی AB=CD، در دو نوع خرسی (Bearish) و گاوی (Bullish) وجود دارد. چنانچه در این الگو ابتدا حرکت AB در جهت نزولی تشکیل شود، بعد از آن یک حرکت صعودی و رو به بالا خواهیم داشت که به آن حرکت گاوی (Bullish) می‌گویند. اما اگر حرکت AB در جهت صعودی باشد، بعد از آن یک حرکت نزولی و رو به پایین خواهیم داشت که به آن حرکت خرسی (Bearish) می‌گویند.

حال بیایید با هم بررسی کنیم و ببینیم که الگوی ABCD به چه شکل می‌باشد؟ در این الگوی الگوی پروانه (Butterfly) ساده از الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال ابتدا یک حرکت AB رو به بالا یا پایین داریم و بعد از آن یک حرکت BC در خلاف جهت حرکت AB وجود دارد و تا یک نسبت فیبوناچی اصلاح می‌کند. این نسبت فیبوناچی می‌تواند از ۰٫۳۸۲ تا ۰٫۸۸۶ و تمام نسبت‌های فیبوناچی که مابین این دو هستند، باشد. سپس باید منتظر یک پروجکشن متناسب با BC بود و این پروجکشن می‌تواند از ۱٫۱۳ تا ۳٫۱۴ باشد.

۲. الگوی گارتلی (Gartly)

الگوی گارتلی (Gartly)

الگوی گارتلی از معروف‌ترین الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال می‌باشد که بسیار قدرتمند و پرکاربرد است و شناخت آن معاملات سودآوری را برای تریدرها به همراه خواهد داشت. همان‌طور که در بخش قبلی مشاهده کردید، در الگوی ABCD، سه حرکت وجود داشت. اما در الگوی گارتلی و دیگر الگوهای هارمونیک ۴ حرکت وجود دارد. قسمت اول این الگوها از یک حرکت صعودی یا نزولی به نام XA تشکیل شده است و باید تا سقف ۰٫۶۱۸ فیبوناچی اصلاح نماید. قسمت دوم هم که یک الگوی ABCD می‌باشد. بعد از آن‌که در الگوی گارتلی موج XA و به‌دنبال آن الگوی ABCD طبق شرایطی که در بخش قبل توضیح داده شد، شکل گرفت، کل موج XA باید تا سطح ۰٫۷۸۶ اصلاح نماید. همان‌طور که در شکل می‌بینید، این الگو به دو صورت صعودی و نزولی موجود می‌باشد. در حالت کلی شروطی که الگوهای گارتلی باید داشته باشند، به شرح زیر می‌باشد:

  • اصلاح موج B تا ۶۱٫۸ فیبوناچی
  • پروجکشن BC، بیش‌تر از ۱٫۶۱۸ نباشد.
  • الگوی ABCD حتماً تشکیل شود.
  • اصلاح موج XA تا ۷۸٫۶ فیبوناچی، اتفاق بیافتد.
  • اصلاح موج C بین ۳۸٫۲ تا ۸۸٫۶ فیبوناچی باشد.

۳. الگوی خرچنگ (Crab)

الگوی خرچنگ (Crab)

الگوی خرچنگ (Crab)

الگوی خرچنگ هم یکی دیگر از انواع الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال می‌باشد که مثل الگوی خفاش می‌باشد. با این تفاوت که موج XA در الگوی خفاش تا ۸۸٫۶ فیبوناچی اصلاح می‌کرد. در حالی‌که اصلاح موج XA در الگوی خرچنگ تا ۱٫۶۱۸ می‌باشد. در واقع در الگوی خفاش کف شکسته نمی‌شد اما در الگوهای خرچنگ، کف شکسته می‌شود. همان‌طور که در شکل مشاهده می‌کنید، الگوهای خرچنگ نیز در دو نوع صعودی و نزولی موجود می‌باشند. قوانینی که الگوهای خرچنگ باید داشته باشند، به شرح زیر می‌باشد:

  • اصلاح موج B کمتر از ۶۱٫۸ فیبوناچی باشد.
  • پروجکشن BC معمولاً در آن شدید است و از ۲٫۶۱۸ بیش‌تر می‌باشد.
  • اصلاح موج XA تا ۱٫۶۱۸ فیبوناچی اتفاق می‌افتد.
  • اصلاح موج C بین ۳۸٫۲ تا ۸۸٫۶ فیبوناچی می‌باشد.
  • الگوی ABCD در این نوع از الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال هم معمولاً از نوع گسترش یافته می‌باشد.

۴. الگوی پروانه (Butterfly) از انواع الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال

الگوی پروانه (Butterfly) از انواع الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال

الگوی پروانه (Butterfly) از انواع الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال

الگوی پروانه (Butterfly) هم جزء مهم‌ترین الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال الگوی پروانه (Butterfly) می‌باشد که مثل الگوی خرچنگ می‌باشد و در آن موج CD از کف موج XA پایین‌تر می‌رود و به اصطلاح کف شکسته می‌شود. الگوی پروانه الگویی است که در آن اصلاح اولیه در ۰٫۷۸۶ می‌باشد. این الگو هم همانند الگوهای قبلی در دو نوع صعودی و نزولی موجود می‌باشد. در ادامه قوانین مربوط به الگوی پروانه (Butterfly) را آورده‌ایم:

  • اصلاح موج B دقیقاً برابر با ۷۸٫۶ می‌باشد.
  • پروجکشن BC حداقل ۱٫۶۱۸ است.
  • در این الگو، اصلاح موج XA برابر با ۱٫۲۷۲ می‌باشد.
  • اصلاح موج C بین ۳۸٫۲ تا ۸۸٫۶ فیبوناچی می‌باشد.
  • الگوی ABCD در این نوع از الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال هم معمولاً از نوع گسترش یافته یا جایگزین می‌باشد.

۵. الگوی کوسه (Shark)

از دیگر الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال که اتفاقاً بسیار پرکاربرد هم می‌باشد، می‌توان به الگوی کوسه (Shark) اشاره کرد. این الگو نیز همانند دیگر الگوهای هارمونیک در دو نوع صعودی و نزولی موجود می‌باشد که الگوی کوسه‌ی صعودی به شکل M و الگوی کوسه‌ی نزولی به شکل W در نمودار قیمت پدید می‌آیند.

الگوی کوسه صعودی

الگوی کوسه صعودی

الگوی کوسه صعودی

در الگوی کوسه‌ی صعودی ابتدا یک حرکت XA داریم که تا کمتر از ۶۱٫۸ اصلاح می‌کند و بعد از آن الگو سطح XA را می‌شکند و یک اصلاح از نقطه A تا نقطه B رخ می‌دهد. این اصلاح در نسبت ۰.۳۸۲ تا ۰.۷۸۶ موج XA قرار دارد. بعد از این اصلاح، قیمت به‌ اندازه خط BC صعود خواهد کرد که نقطه C در سطوح اصلاحی ۱.۱۳ تا ۱.۶۱۸ موج AB قرار گرفته است. سپس شاهد افت قیمت به وسیله خط CD بوده که نقطه D در سطح اصلاحی الگوی پروانه (Butterfly) ۱.۶۱۸ تا ۲.۲۴ موج BC، قرار‌‌ خواهد گرفت. این نقطه همچنین در نسبت ۰.۸۸۶ موج XA قرار دارد.

نکته: در این نوع از الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال نقطه D را می‌توان ابتدای روند پر‌قدرت صعودی به‌حساب آورد و در این نقطه با ارسال سفارش خرید وارد معامله شد. در صورت عبور نقطه‌ی D از تراز ۰.۸۸۶ می‌توان انتظار داشت چارت قیمت از تراز اصلاحی ۱.۱۳ موج XA، صعود خود را شروع کند. در نتیجه نقطه‌ی D جدید به روی تراز اصلاحی ۱.۱۳ موج XA قرار خواهد گرفت.

الگوی کوسه نزولی

الگوی کوسه نزولی

الگوی کوسه نزولی

این نوع از الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال هم برعکس الگوی قبلی است و در آن ابتدا یک حرکت XA به سمت پایین خواهیم داشت. حرکت بعدی یک اصلاح در خلاف جهت روند از نقطه A تا نقطه B است که این اصلاح در نسبت ۰.۳۸۲ تا ۰.۷۸۶ موج XA جای دارد. بعد از این اصلاح، قیمت به اندازه خط BC کاهش یافته که نقطه‌ی C در سطوح اصلاحی ۱.۱۳ تا ۱.۶۱۸ موج AB قرار گرفته است. سپس یک صعود به وسیله‌ی خط CD اتفاق می‌افتد که نقطه‌ی D در سطح اصلاحی ۱.۶۱۸ تا ۲.۲۴ موج BC، قرار‌ خواهد گرفت. این نقطه همچنین در نسبت ۰.۸۸۶ موج XA قرار دارد.

نکته: در این الگو نقطه‌ی D ابتدای روند پر‌قدرت نزولی است. در صورت عبور چارت قیمت از تراز ۰.۸۸۶ انتظار داریم چارت قیمت از تراز اصلاحی ۱.۱۳ موج XA، شروع به نزول کند که می‌توان این تراز را، نقطه D جدید در نظر گرفت. از آنجایی‌که امکان کسب سود از افت قیمت، در بازار‌های دو‌طرفه وجود دارد، لذا با مشاهده‌ی الگوی کوسه‌ی نزولی در بازار‌های دو‌طرفه پیشنهاد می‌شود تا با ارسال سفارش فروش در نقطه‌ی D وارد معامله شده و در قیمت‌های پایین‌تر با ارسال خرید از معامله خارج شوید.

سخن آخر

در این مقاله از سایت آموزش چراغ به بررسی الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال و انواع آن پرداختیم و گفتیم که شناخت این الگوها به تحلیل‌گران کمک می‌کند تا پیش‌بینی خوبی از روند آینده‌ی قیمت داشته باشند. اغلب تریدرهایی که از الگوهای هارمونیک در تحلیل‌های خود استفاده می‌کنند، در نقطه‌ی ورود به تعیین حد ضرر می‌پردازند. اما همان‌طور که بارها هم تاکید کرده‌ایم، الگوهای هارمونیک نیز همانند دیگر ابزارهای تحلیل تکنیکال صددرصد نیستند و نمی‌توان به تنهایی و با اتکا به این الگوها دست به معامله زد. بلکه باید از دیگر ابزارهای تکنیکی و بنیادی نیز به عنوان تایید کننده و مکمل در کنار آنها استفاده کرد. چراغ ، به عنوان نسل جدیدی از پلتفرم‌های آموزش و کاریابی در تلاش است تا با ارائه‌ی نکات و دوره‌های مفید در زمینه‌ی آموزش بورس به شما برای ورود و سرمایه‌گذاری در این بازار جذاب و پرتلاطم کمک نماید.

الگوهای هارمونیک چیست؟

الگوهای هارمونیک یکی از مهمترین و محبوب‌ترین سیستم‌های معاملاتی معامله گران است که در بازارهای سهام و ارز از آن استفاده می‌کنند.

الگوهای هارمونیک اولین بار توسط آقای گارتلی Gartley در سال 1932 مطرح شد. او توانست یک الگوی هارمونیک ثبت کند که در بسیاری مواقع به خوبی جواب داده بود و توانسته بود از آن کسب سود کند. گارتلی در کتاب خود به نام "سود در بازار سهام"، الگویی به نام خودش یعنی گارتلی را مطرح کرد که از پنج نقطه تشکیل شده بود.

در سال‌های بعد دیگر تحلیل گران نیز الگوهای متفاوتی را در بازار شناختند که امروزه به آن‌ها الگوهای هارمونیک گفته می‌شود. دلیل این نامگذاری نظم و حرکت هندسی آن‌ها در نمودار است.

اغلب الگوهای هارمونیک از 5 نقطه تشکیل شده‌اند و معامله گران با استفاده از آن‌ها به باز کردن معاملات و بررسی شرایط بازار می‌پردازند.

نکته مهم‌تر اینکه افرادی می‌توانند از این سیستم معاملاتی به خوبی استفاده کنند که آشنایی و تسلط کافی با فیبوناچی داشته باشند، چون این الگوها بر اساس سطوح فیبوناچی به خوبی عمل می‌کنند.

الگوهای هارمونیک

معامله‌گری بر اساس الگوهای هارمونیک از استراتژی‌های پیچیده و حرفه‌ای معامله‌گری محسوب می‌شود و در کنار استراتژی‌هایی همچون امواج الیوت، چنگال اندروز و آسترولوژی قرار می‌گیرد.

با وجود اینکه الگوهای هارمونیک بارها عملکرد مثبت و صحیحی از خود به جا گذاشته‌اند اما هیچ‌گاه نباید تنها به این پارامتر در معاملات توجه کرد بلکه توصیه می‌شود که معامله گران تأییدیه‌های دیگری نیز برای باز کردن یا بستن معاملات خود داشته باشند.

ناحیه PRZ

پایه الگوهای هارمونیک نسبت‌های فیبوناچی است یعنی اگر بخواهید با این الگوها ترید کنید، باید فیبوناچی را به خوبی بشناسید. چراکه الگوهای هارمونیک بر اساس فرض حرکت هندسی قیمت در نمودار بر اساس چرخه‌های زمانی و نسبت‌های فیبوناچی بنا شده است.

بنابراین بهتر است قبل از اینکه الگوهای هارمونیک را بشناسید کار با ابزارهای متنوع فیبوناچی از جمله فیبوناچی اصلاحی، اکسپنشن و اکستنشن را به خوبی یاد بگیرید تا بتوانید عملکرد خوبی در استفاده از الگوها داشته باشید.

در سیستم معاملاتی الگوهای هارمونیک به شناسایی نقاطی می‌پردازیم که احتمال بازگشت قیمت در آن‌ها بسیار است. به این نواحی "ناحیه بازگشت قیمت" (Potential Reversal Zone | PRZ) می‌گویند. این ناحیه زمانی تشکیل می‌شود که دو یا چند نسبت فیبوناچی نسبت به آن واکنش نشان دهند و این همان ناحیه‌ای است که قیمت روند معکوس خود را از آن آغاز می‌کند.

الگوهای هارمونیک از چهار یا پنج نقطه تشکیل شده‌اند که به آن‌ها نواحی X,A,B,C,D می‌گویند. معامله گران در ناحیه PRZ نقطه ورود به معامله خود را مشخص می‌کنند و در بسیاری موارد نقطه D را در این ناحیه قرار می‌دهند. البته حد ضرر و مدیریت سرمایه را نیز در نظر می‌گیرند.

پیدا کردن الگوی هارمونیک

بنابراین برای شروع معاملات خود بر اساس الگوهای هارمونیک ابتدا باید چند فیبوناچی رسم کنید و ببینید که کدام سطوح بیشتر از همه دچار واکنش شده است و با هم تلاقی کرده‌اند.
به عکس زیر نگاه کنید. ناحیه PRZ در این عکس نشان داده شده است که در آن چند سطح فیبوناچی نسبت به آن واکنش نشان داده‌اند.

بعد از اینکه PRZ را پیدا کردید، حالا باید الگوی مورد نظر را پیدا کنید. دقت داشته باشید که این کار نیاز به تمرین دارد تا چشم شما به چارت عادت پیدا کند و بتوانید بر اساس روندهای ماژور و مینور و تشخیص آن‌ها از یکدیگر به یافتن صحیح الگوهای هارمونیک بپردازید و در مورد معامله خود تصمیم‌گیری کنید.

انواع الگوهای هارمونیک

الگوهای هارمونیک برعکس الگوهای شمعی خیلی زیاد نیستند و نیازی نیست که تعداد زیادی شکل را در ذهن به خاطر بسپارید. کار سخت، پیدا کردن همین چند شکل است که به دفعات در بازار نمونه آن‌ها پیدا می‌شود. در ادامه به معرفی مهمترین الگوهای هارمونیک می‌پردازیم. البته در برخی کتاب‌ها تعداد این الگوها کمتر یا بیشتر است و در این مقاله به توضیح مشهورترین آن‌ها پرداخته شده است.

الگوی AB=CD

یکی از الگوهای ساده هارمونیک، الگوی AB=CD است که از چهار نقطه تشکیل شده است. این الگو شبیه یک N در نمودار است که رو به پایین یا به سمت بالا حرکت می‌کند. در این الگو نقطه A به عنوان مبدا و نقطه D آخرین بخش الگو محسوب می‌شود. برای رسم AB=CD باید ابتدا سطوح فیبوناچی را مشخص کنیم و سپس الگوی خود را رسم کنیم. به شکل زیر دقت کنید:

الگوی هارمونیک AB=CD

همانطور که از نام این الگو مشخص است دو خط AB و CD قرار است با همدیگر برابر باشند. البته این حالت ایده‌آل است و ممکن است قیمت قبل یا بعد از سطح تعیین شده واکنش نشان دهد. با ترسیم موج AB باید بتوانیم نقطه C را پیدا کنیم که عموماً بین نسبت 0.618 تا 0.786 فیبوناچی اصلاحی AB قرار می‌گیرد.

در ادامه الگو باید به CD برسیم که می‌تواند بین نسبت 1.27 تا 1.618 موج BC قرار دارد. این الگو در نهایت به نقطه D می‌رسد و تکمیل می‌شود. نقطه D می‌تواند نقطه برگشت (Reverse) بازار باشد و بسیاری از معامله گران قبل از تکمیل الگو در روند صعودی از بازار خارج یا در روند نزولی به بازار وارد می‌شوند.

الگوی گارتلی Gartley

این الگو که قدیمی‌ترین الگوی هارمونیک و به نام بنیانگذار این الگو یعنی آقای گارتلی است، یک الگوی پنج نقطه‌ای است. در ابتدا نیز از نسبت‌های فیبوناچی برای این الگو استفاده نمی‌شد، اما تحلیل گران در ادامه این نسبت‌ها را هم وارد این الگو کردند. الگوی گارتلی از پنج نقطه XABCD و چهار موج تشکیل شده است. به نمودار زیر نگاه کنید:

الگوی هارمونیک گارتلی Gartley

همانطور که مشاهده می‌کنید، نقطه B در حدود نسبت 0.618 فیبوناچی موج XA قرار دارد. نقطه C باید بین نسبت 0.382 تا 0.886 موج XA را پوشش دهد. نقطه D در اصلاح 0.786 فیبوناچی موج XA و 1.27 موج BC است. در نقطه D برگشت بازار اتفاق می‌افتد.

الگوی خفاش BAT

الگوی خفاش شباهت زیادی به گارتلی دارد با این تفاوت که اصلاح آن در موج‌ها شدیدتر است. الگوی خفاش از چهار نقطه XABCD تشکیل شده است و چهار موج دارد. به شکل زیر دقت کنید.

الگوی خفاش BAT

خط XA اولین موج الگوی پروانه (Butterfly) را تشکیل می‌دهد. موج AB بین سطوح 0.382 تا 0.5 موج اول اصلاح می‌کند. موج BC بین 0.382 تا 0.886 موج AB اصلاح می‌کند. خط CD بین 1.618 تا 2.618 فاصله نقطه C از B است. نقطه D روی نسبت 0.886 خط XA قرار می‌گیرد.

الگوی پروانه Butterfly

الگوی پروانه شبیه به الگوی خفاش است و تفاوت آن‌ها این است که خفاش بال‌هایی با عرض کمتر دارد و پروانه بال‌های عریض‌تری دارد. این الگو نیز پنج نقطه دارد که هر کدام سطوح فیبوناچی خاص خود را دارند. با دقت به شکل زیر متوجه تفاوت‌های این الگو و نسبت‌های فیبوناچی آن می‌شوید.

الگوی پروانه Butterfly

الگوی پروانه با خط XA شروع می‌شود و نقطه B در سطح 0.786 این موج قرار می‌گیرد. سپس موج BC در نسبت 0.382 تا 0.886 موج AB قرار می‌گیرد. خط CD در فاصله 1.618 تا 2.24 خط BC قرار می‌گیرد. نقطه D با سطح 1.27 خط XA هم‌پوشانی پیدا می‌کند.

الگوی خرچنگ Crab

الگوی خرچنگ شبیه به الگوی پروانه است با این تفاوت که نقطه D دورتر قرار می‌گیرد. یکی از دلایل محبوبیت این الگو دقیق بودن و میزان موفقیت آن در پیش‌بینی بازار است. با نگاهی به شکل زیر بهتر می‌توانیم، وضعیت این الگو را متوجه شویم.

الگوی خرچنگ Crab

پس از ترسیم خط XA باید خط AB را در بین سطوح 0.382 تا 0.618 رسم کنید. موج BC سطوح 0.382 الی 0.886 را پوشش می‌دهد. نقطه D در فاصله‌ای دورتر قرار می‌گیرد و موج CD در محدوده 2.618 تا 3.618 موج BC قرار می‌گیرد. نقطه D در سطح 1.618 پاره‌خط XA قرار دارد.

الگوی کوسه Shark

الگوی کوسه نسبت به سایر الگوها جدیدتر است و در سال 2011 به جمع الگوهای هارمونیک پیوست. در این الگو برخلاف سایر الگوهای هارمونیک نقطه C بالاتر از نقطه قرار می‌گیرد. یکی از دلایل محبوبیت این الگو این است که ورود پلکانی را برای معامله گران ایجاد می‌کند، چراکه دو هدف معاملاتی با محوریت نقطه X در الگوی کوسه وجود دارد. به شکل زیر دقت کنید تا این تارگت‌ها را ببینید.

الگوی کوسه Shark

نکته اصلی در این الگو این است که نقطه C بر خلاف سایر الگوها بالاتر از A قرار می‌گیرد. همچنین محل نقطه B چندان قابل پیش‌بینی و اندازه‌گیری نیست اما حدوداً بین 0.382 تا 0.618 قرار می‌گیرد. موج BC تا 1.13 تا 1.16 موج AB اصلاح می‌کند. خط CD نسبت به خط BC در محدوده 1.618 الی 2.24 قرار می‌گیرد. در این الگو سعی شده تا از تئوری امواج الیوت و الگوهای هارمونیک همزمان استفاده شود.

برای آشنایی با امواج الیوت می‌توانید مقاله آموزش امواج الیوت در تحلیل تکنیکال را مطالعه کنید.

الگوی سایفر Cypher

سایفر یکی از الگوهای کمیاب در الگوی پروانه (Butterfly) چارت است و همچون الگوی کوسه نقطه C بالاتر از A قرار می‌گیرد. با نگاهی به شکل زیر بهتر متوجه آن می‌شوید.

الگوی سایفر Cypher

در این الگو نقطه B بین سطوح 0.382 و 0.618 اصلاح می‌کند اما نقطه C در نقطه 1.272 تا 1.414 قرار می‌گیرد. سپس ضلع CD به سطوح 1.272 تا 2 واکنش نشان می‌دهد و این سطوح را در اصلاح با BC پوشش می‌دهد. نقطه D روی نسبت حدودی سطح 0.786 موج اصلاحی XA قرار می‌گیرد.

الگوی سه حمله (Three drives)

الگوی سه حمله دارای پنج پاره‌خط است و بعضی معتقدند که تئوری امواج الیوت از این الگو برگرفته‌شده است. هر کدام از موج‌ها یک حرکت یا اصلاح محسوب می‌شوند. به شکل زیر دقت کنید.

الگوی سه حمله (Three drives)

طول هر موج از نظر زمانی و قیمتی یکسان است. نقطه 2 نسبت به نقطه 1 و نقطه 3 نسبت به نقطه 2 باید اصلاح 1.272 تا 1.618داشته باشد. در مورد کارکشن‌ها(اصلاح‌ حرکت) هم می‌توان عدد 0.618 را در نظر گرفت که نقاط باید در آنجا تشکیل شوند اما در سطوح دیگر نیز کارکشن‌ها تشکیل می‌شود.

معامله‌گری بر اساس الگوهای هارمونیک

الگوهای هارمونیک یکی از پرکاربردترین استراتژی‌ها در بین معامله گران بازار ارز و سهام است. با این حال این روش مزایا و معایب خاص خود را نیز دارد. از مهمترین مزایای این الگوها دقت و سوددهی بالایی است که دارد. همچنین در همه بازارها و همه تایم فریم‌ها قابلیت استفاده دارد.

اما از مشکلاتی که عموماً در این روش از آن شکایت دارند، سخت بودن و پیچیده بودن الگوهای هارمونیک است. چراکه فهم دقیق و تشخیص صحیح آن‌ها در چارت دشوار است و در صورتی که معامله‌گر نقاط اشتباهی را برای ترسیم الگو انتخاب کند، ممکن است متحمل ضررهای بسیاری شود.

دقت داشته باشید که الگوهای هارمونیک به دو دسته نزولی و صعودی تقسیم می‌شوند یعنی ما هم الگوی گارتلی صعودی داریم و هم نزولی. این نامگذاری بر اساس برگشت بازار و معامله انجام شده است؛ بنابراین باید نسبت به نگاه دقیق‌تر به الگوها تلاش کنیم.

پیش از اینکه معامله‌گری بر اساس این الگوها را آغاز کنید از یادگیری و استفاده از ابزارهای فیبوناچی اطمینان حاصل کنید و بارها از این نسبت‌ها در معاملات خود استفاده کنید.

همچنین در صورتی که به دنبال استفاده از این سیستم معاملاتی هستند، حتماً بر اساس استراتژی معاملاتی و مدیریت ریسک و سرمایه‌ای که دارید، وارد شوید چراکه برای بازار هر اتفاقی ممکن است که بیفتد و قطعاً همیشه به نحو منطقی عمل نمی‌کند.

به دلیل اینکه الگوهای هارمونیک به عنوان الگوهای برگشتی محسوب می‌شوند، توصیه می‌شود که حتماً از اندیکاتورها و بررسی واگرایی آن‌ها برای برگشت قیمت استفاده کنید. در این زمینه استفاده از اندیکاتور MACD و RSI توصیه می‌شود.

در تریدینگ ویو و سایر پلتفرم‌های معاملاتی نوار ابزاری برای ترسیم الگوهای هارمونیک قرار داده شده است که می‌توان با استفاده از آن‌ها دقیق‌تر به نمودار نگاه کرد و متوجه ایراداتی که در تشخیص الگو داشته‌ایم، بشویم.

جمع‌بندی

در تمامی روش‌های معامله‌گری نکته‌ای که همیشه گفته می‌شود، تمرین و تکرار است. اگر الگوهای هارمونیک را برای معامله خود برگزیده‌اید حتماً باید بارها تمرین کنید تا چشم شما بتواند هر بار بهتر الگوها را پیدا کند.

الگوهای هارمونیک چیست و چگونه از آنها برای ترید استفاده کنیم؟

الگوهای هارمونیک یکی از پیچیده‌ترین ابزارهای معاملاتی هستند؛ زیرا، برای ترسیم آنها روی نمودار، باید دانش زیادی داشته باشید و مهم‌تر از همه درست از آنها استفاده کنید. در این مطلب قصد داریم به انواع الگوهای هارمونیک و نحوه استفاده مؤثر از آنها در ترید، اشاره کنیم. همراه ما باشید.

الگوهای هارمونیک چیست؟

الگوهای هارمونیک نوعی الگوی نمودار مانند "سر و شانه" (Head and shoulders) یا "دو قله" (Double top) هستند، اما بر اساس ابزارهای فیبوناچی (بازگشت و گسترش) ایجاد شده و ساختار هندسی دارند. از این الگوها برای سیگنال‌دهی یک روند معکوس در پولبک، استفاده می‌شود.
این الگوها، یکی از بهترین ابزارها برای الگوی پروانه (Butterfly) داشتن معاملات دقیق و پرسود هستند؛ زیرا روی سطوح فیبوناچی خاصی ساخته شده‌اند. چندین الگوی هارمونیک وجود دارد که هر کدام شکل و شمایل خاصی دارند. به طور معمول، الگوهای هارمونیک دارای پنج نقطه عطف و چهار لگ (leg) هستند.

معرفی انواع الگوهای هارمونیک

هریک از الگوهای هارمونیکی که در ادامه اشاره می‌کنیم، می‌توانند دارای الگوی نزولی یا صعودی باشند. برخی از الگوها هم بسیار شبیه به هم هستند. به همین دلیل است که، آگاهی از تفاوت آنها اهمیت زیادی دارد.
همان‌طور که پیش از این گفتیم، الگوها بر اساس سطوح فیبوناچی شامل 0.786، 0.886، 1.13 و 1.27 شکل می‌گیرند. این اعداد از نسبت‌های 0.618 و 1.618 به دست می‌آیند. دیگر اعدادی که در هریک از الگوها احتمالاً مشاهده خواهید کرد، عبارت هستند از: 0.382، 0.50، 0.707، 1.41، 2.0، 2.24، 2.618، 3.14، و 3.618؛ از این اعداد دقیق برای تعیین نقاط تغییرات قیمت استفاده می‌شود.

الگوی ABCD

اساس همه الگوهای هارمونیک، الگوی ABCD است. خطوط AB و CD را leg می نامند که، اندازه مشابهی دارند و BC یک اصلاح قیمت است. انواع مختلفی از الگوهای ABCD وجود دارد:

  • در نسخه کلاسیک، نقطه C در 61.8٪ -78.6٪ از خط AB است. نقطه D در فیبوناچی اکستنشن 127.2%-161.8% خط BC است. با اعمال 61.8 درصدی، به پیش‌بینی 161.8 درصدی BC منجر می‌شود. اصلاح قیمت 78.6 درصدی در نقطه C معمولاً منجر به پیش‌بینی 127.2 درصدی می‌شود.
  • در الگوی AB=CD، طول لگ یا ساقها، یکسان است.
  • نوع سوم، الگوی اکستنشن ABCD است. در این الگو، لگ CD، 127.2 -8 درصدی اکستنشن خط AB است. در این شرایط، خط CD می‌تواند بسیار طولانی‌تر از خط AB باشد؛ (حداقل دو برابر).

در صورتی که قصد دارید، از این الگو برای ترید استفاده کنید؛ جهت ثبت سفارش Take Profit از قوانین زیر استفاده کنید:

  • Take Profit را می‌توان در 38.2یا 61.8 درصدی اصلاح از AD قرار داد.
  • TPمی‌تواند در نقطه A باشد.

الگوی گارتلی (Gartley)

در الگوی اصلی گارتلی خبری از سطوح فیبو نیست و این سطوح توسط اسکات کارنی (Scott Carney) و لری پسونتو (Larry Pesavento) معرفی شده‌اند. برای شناسایی این الگو در نمودار قیمت، به دنبال حرکتی باشید که شبیه به حرف M (صعودی-خرید) یا W (نزولی-فروش) است.

الگوی Gartley شبیه به همان الگوی ABCD است با این تفاوت که، از 5 حرف تشکیل شده است؛ X حرف پنجم این الگو است. خط XA باید طولانی‌ترین خط در این الگو باشد.

  • در شرایط بحرانی، نقطه B باید در 61.8 درصدی اصلاح خط XA قرار بگیرد.
  • نقطه C باید در 38.2 -88.6 درصدی اصلاح خط AB باشد.
  • نقطه D در امتداد 127.2 -161.8 درصدی خط ABیا 78.6 درصدی اصلاح خط XA است.

برای تعیین سطوح Take Profit، به 61.8 درصد از خط CD نگاه کنید. با در نظر گرفتن طول خط XA، سطح دیگر TP را میتوان در نقطه D شناسایی کرد.

الگوی خرچنگ (Crab)

خرچنگ یک الگوی هارمونیک و بر اساس الگوی گارتلی است. این الگو دارای چند ویژگی است که آن را از دیگر انواع الگوهای هارمونیک، متمایز می‌کند؛ خطوط XA و CD طولانی هستند، نقطه D دورتر و بالاتر از نقطه X قرار دارد.

پارامترهای الگوی خرچنگ عبارت هستند از:

  • نقطه B در 38.2-61.8 درصدی اصلاح خط XA قرار دارد.
  • نقطه C باید در 38.2 -88.6 درصدی اصلاح خط AB باشد.
  • نقطه D در امتداد 224 -316 درصدی خط ABیا 161.8 درصدی اکستنشن خط XAقرار دارد.
  • موقعیت نقطه D قدرت سیگنال را مشخص می‌کند؛ اگر نزدیک به اکستنشن 161.8 درصدی X باشد، سیگنال الگو قوی‌تر است.

در این الگو، Take Profit باید از قبل و در سطح 61.8 یا 127.2 درصدی از ساق CD تعیین شود.

الگوی خفاش (Bat)

الگوی هارمونیک خفاش یکی دیگر از انواع الگوی گارتلی است با این تفاوت که، نسبت‌های فیبوناچی مکان نقاط اصلی را تعیین می‌کنند.

پارامترهای الگوی خفاش عبارت هستند از:

  • نقطه B باید در 38.2-50 درصدی اصلاح خط XA قرار گیرد.
  • نقطه C باید در 38.2 -88.6 درصدی اصلاح خط AB باشد.
  • نقطه D در امتداد 161.8 -261.8 درصدی خط ABیا 88.6 درصدی اصلاح خط XA است.

سفارشات Take Profit را می‌توان در 61.8 یا 127.2 از خط CD تنظیم کرد. همچنین، TP می‌تواند در پروجکشن (تصویر) خط XA از نقطه Dt قرار گرفته باشد.

الگوی پروانه (Butterfly)

برایس گیلمور و لری پسونتو الگوی پروانه را کشف کردند که در تغییرات قابل توجه خیلی زیاد یا کم، شکل می‌گیرد.

مهم‌ترین ویژگی‌های الگوی هارمونیک Butterfly عبارت است از:

  • خط CD باید فراتر از خط XAتوسعه یابد.
  • نقطه B باید در 78.6 درصدی اصلاح خط XA باشد.
  • نقطه C در 38.2 -88.6 درصدی اصلاح خط AB است.
  • نقطه D در امتداد 161.8 -261.8 درصدی خط ABیا 127.2 - 161.8 درصدی اکستنشن لگ XA قرار دارد.
  • تفاوت اصلی این الگو با الگوی گارتلی این است که، نقطه D در خط اصلاحی XA نیست، بلکه در اکستنشن آن است.

سطوح Take Profit پروانه را می‌توان در 61.8یا 127.2 درصدی از خط CD قرار داد و نقاط B و A را می‌توان به عنوان سطوح هدف انتخاب کرد.

الگوی کوسه (Shark)

الگوی کوسه توسط اسکات کارنی (Scott Carney) معرفی شد و با علائم 0، X، A، B، C مشخص می‌شود. در تمام الگوهای ذکر شده تا به اینجا، قله دوم در فرم صعودی پایین‌تر از اولی است، در حالی که دره دوم در الگوی نزولی بالاتر است. برای شناسایی و ایجاد این الگو باید از نظریه امواج الیوت و فیبوناچی استفاده کنید.

ویژگی‌های الگوی هارمونیک کوسه عبارت است از:

  • نقطه A را می‌توان در هر مکانی قرار داد.
  • نقطه B باید در امتداد 113-161.8 درصدی اکستنشن خط XA باشد.
  • نقطه C در 113 درصد اکستنشن 0X و 161.8-224 درصد اکستنشن خط AB قرار دارد.

هنگام استفاده از الگوی کوسه، سفارشات Take Profit را در 50 -61.8 درصدی لگ BC تظنیم کنید. Stop Loss را هم می‌توانید در نقطه C شناسایی کنید.

الگوی سه حرکته (Three Drives)

این الگو شبیه به دیگر الگوهای هارمونیک نیست و از 5 لگ تشکیل شده است.

ویژگی‌های این الگو عبارت هستند از:

  • نقطه A باید در 61.8 درصد اصلاح حرکت 1 قرار گیرد.
  • نقطه B را می‌توان در 61.8 درصد اصلاح حرکت 2 شناسایی کرد.
  • حرکت 2 در امتداد 127.2 -161.8 درصدی از نقطه A است.
  • حرکت 3 در امتداد 127.2-161.8 درصدی نقطه B قرار دارد.
  • اصلاحات A و B و حرکتهای 2 و 3 باید برابر باشند.

سطح Take Profit در 127.2 -161.8 درصدی اکستنشن نقطه B قرار می‌گیرد.

الگوی سایفر (Cypher)

این الگو مانند سایر الگوهای معاملاتی هارمونیک از چهار لگ و پنج نقطه تشکیل شده است. برای رسم این الگو، باید لگ ایمپالس به نام XA و به دنبال آن لگ اصلاحی AB را رسم کنید. AB حداقل باید به 38.2-61.8 درصدی اصلاح فیبوناچی خط XA برسد.

الگوی 5-0

الگوی 5-0 که توسط اسکات کارنی شناسایی شد، یک الگوی هارمونیک معمولی است که از پنج لگ تشکیل شده است.

ویژگی‌های اصلی الگوی 5-0 عبارت هستند از:

  • AB در 113 - 161.8 درصدی اکستنشن XA است.
  • BC را می‌توان در امتداد 161.8-224 درصد خط AB شناسایی کرد.
  • خط CD در 50 درصدی اصلاح خط BC قرار دارد.

مزایا و معایب الگوهای هارمونیک چیست؟

  1. الگوهای هارمونیک اگر به درستی تشخیص داده شوند، سیگنال قابل اعتمادی خواهد بود.
  2. اگر یادگیری الگوهای هارمونیک را با موفقیت پشت سر بگذارید، استفاده از دیگر بازارهای تحلیل تکنیکال، کار دشواری نخواهد بود.
  3. اگر تازه‌کار هستید، شناسایی این الگوها در نمودارهای قیمت کار پیچیده‌ای خواهد بود.
  4. رسم الگوهای هارمونیک، تعیین سطوح فیبو و رسم آنها، به زمان زیادی نیاز دارد.

مهم‌ترین نکاتی که هنگام استفاده از الگوهای هارمونیک باید بدانید

همان‌طور که گفته شد، یادگیری الگوهای هارمونیک و شناسایی آنها، تقریباً کار دشواری است. برای جلوگیری از ضرر، اگر قصد استفاده از این الگوها را دارید، موارد زیر را در نظر داشته باشید:

  1. برای شروع یک الگو ساده انتخاب کنید و تمام ویژگی‌های آن را یاد بگیرید.
  2. از ابزار فیبوناچی برای رسم الگوهای هارمونیک استفاده کنید.
  3. قبل از همه، نقاط Take Profit و Stop Loss را مشخص کنید.
  4. فقط پس از تشکیل الگوی هارمونیک، معاملات را باز کنید.

نحوه ترسیم الگوهای هارمونیک

برای شناسایی و ترسیم الگوی هارمونیک، به ابزارهای استانداردی نیاز دارید که در هر پلتفرم معاملاتی، از جمله متاتریدر 4، قابل استفاده باشند.

  1. با بررسی نمودار قیمت، الگو را با چشمان خود و بدون ابزار، شناسایی کنید. همان‌طور که در این مطلب گفته شد، بیشتر الگوهای هارمونیک دارای 4 لگ و 5 نقطه هستند.
  2. سطوح فیبوناچی را در نمودار قیمت مشخص کنید.
  3. پس از آن، می‌توانید از یک اندیکاتور ZigZag برای ترسیم خطوط الگو استفاده کنید یا از خطوط ترند برای برجسته کردن بخش‌هایی از الگو استفاده کنید.

نتیجه‌گیری

الگوهای هارمونیک یکی بهترین ابزارهای تحلیل هستند که اگر به درستی شناسایی شوند، دقیق‌ترین سیگنال‌های خرید و فروش را در اختیار شما قرار می‌دهند. استفاده از این الگوها برای افراد مبتدی، الگوی پروانه (Butterfly) توصیه نمی‌شود. در صورتی که، زمان کافی برای یادگیری و شناسایی این الگوها دارید، حتماً از آنها استفاده کنید.

سوالات متداول

آیا استفاده از الگوهای هارمونیک مفید است؟

سیگنال‌هایی که در اثر شناسایی صحیح الگوهای هارمونیک ایجاد می‌شوند، بسیار دقیق هستند؛ بنابراین، اگر در شناسایی و ترسیم آنها مهارت کافی دارید، قطعاً بهترین معاملات را در زمان درست انجام خواهید داد.

بهترین الگوی هارمونیک چیست؟

در میان انواع الگوهای هارمونیک، هیچ بهترینی وجود ندارد. با این وجود چون الگوی ABCD، الگوی پایه است؛ بهتر است با این الگو شروع کنید.

این مقاله به کوشش نگار پورجواد و دیگر اعضای تیم نظارت تولید شده است. تک‌تک ما امیدواریم که با تلاش خود، تاثیری هر چند کوچک در بهبود کیفیت وب فارسی داشته باشیم.

چگونه الگوی پروانه هارمونیک را تشخیص داده و بر اساس آن معامله کنیم؟

چگونه الگوی پروانه هارمونیک را تشخیص داده و بر اساس آن معامله کنیم؟

تریدرهای تکنیکال بازار را با استفاده از سیگنال‌ها و الگوهای تریدینگ تحلیل می‌کنند تا با سودهای کوچکتر اما مکررتر از فراز و فرودهای بازار استفاده کنند. گرچه دقت بعضی از اندیکاتورهای تکنیکال مورد تردید قرار دارد اما قابل اطمینان بودن بیشتر الگوها برای ارزیابی رفتار بازار و تشخیص نقاط ورود و خروج مناسب اثبات شده است.

در این مقاله به شما خواهیم گفت که الگوی پروانه هارمونیک چیست، چطور می‌توانید آن را تشخیص دهید و مهم تر اینکه، چطور می‌توانید بر اساس آن معامله کنید.

الگوی پروانه هارمونیک چیست؟

الگوی پروانه هارمونیک یک الگوی معکوس شدگی 5 نقطه‌ای است که در تحلیل تکنیکال برای تشخیص نقاط چرخش بازار استفاده می‌شود. این الگوی تریدینگ شکل خاصی داشته و بین خطوط این الگو، فاصله وجود دارد.

می توان از الگوی پروانه هارمونیک در بازارهای نقد مثل کریپتو و روی هر بازه زمانی استفاده کرد. پروانه، عضو یک گروه از الگوهای هارمونیک است که شامل اشکال دیگر مثل گارتلی، خفاش، خرچنگ و AB=CD هم می‌شود.

الگوهای قیمت هارمونیک در ابتدا توسط اچ. اِم. گارتلی در سال 1935 ابداع شدند. او درباره یک الگوی 5 نقطه‌ای که به نام گارتلی از آن یاد می‌شود، مطلب نوشته بود. در نهایت با اضافه شدن فاصله نسبی بین نقاط در پیکربندی این الگو، آن را ارتقاء دادند. این کار با اضافه شدن نسبت‌های فیبوناچی انجام شد تا تریدرها بتوانند احتمال شکل گیری الگو را به صورت بلادرنگ تحلیل کنند.

عده زیادی برای بهبود کار گارتلی تلاش کردند. جامع ترین این مطالعات توسط اسکات کارتنی در قالب یکسری کتاب درباره هارمونیک تریدینگ انجام و منتشر شد.

الگوی پروانه هارمونیک به چه صورت است؟

پروانه هارمونیک یک الگوی 5 نقطه‌ای است که نقاط آن X، A، B، C و D نامگذاری می‌شوند. وقتی یک خط یا روند بین این نقاط رسم می‌کنید، چهار موج شکل می‌گیرد.

به این دلیل به این الگو، پروانه هارمونیک گفته می‌شود که وقتی شکل می‌گیرد، تصویر ایجاد شده با خطوط به یک پروانه شباهت دارد.

چنین الگویی می‌تواند در یک روند صعودی یا نزولی شکل بگیرد اما همیشه از نقطه X شروع می‌شود. اگر خط X به A نزولی باشد، الگوی شکل گرفته شبیه به یک پروانه بوده و باعث ایجاد معکوس شدگی نزولی می‌شود.

اگر خط X به A صعودی باشد، الگوی شکل گرفته شبیه یک پروانه وارونه خواهد بود و حالت ایجاد شده، معکوس شدگی صعودی است.

الگوی پروانه هارمونیک در هر دو حالت صعودی و نزولی شکل می‌گیرد. الگوی پروانه‌ای که منجر به ایجاد یک حرکت صعودی به سمت رکوردهای جدید می‌شود (پروانه صعودی)، شبیه به یک پروانه وارونه است.

الگویی که منجر به ایجاد یک اصلاح نزولی شود (پروانه نزولی) شبیه به یک پروانه مستقیم است.

چنین الگوهایی در هر بازاری ظاهر می‌شوند مثل بازار کریپتو - و هر بازه زمانی - چون بازارهای مالی، حالت فرکتال[1] دارند. این یعنی الگوهایی که در نمودارهایی با بازه زمانی کوتاه تر مشاهده می‌کنید، نسخه کوچکتر همان الگوهایی هستند که در نمودارهایی با بازه زمانی بزرگتر دیده می‌شوند.

وقتی الگوی X-A-B-C-D کامل شد، تریدرها می‌توانند اصلاح کامل کل الگو فراتر از نقطه A را پیش بینی کنند. در واقع، زمانی که کاربری پنج نقطه را شناسایی کرد، می‌تواند معامله‌ای انجام دهد که فراتر از نقطه A را هدف می‌گیرد.

تشخیص الگوهای پروانه هارمونیک

به این علت به این الگو هارمونیک گفته می‌شود که تشکیل آن شامل ترکیبی از اشکال و محاسبات است که دائماً در بازارهای مالی تکرار می‌شوند. پایه و اساس این هارمونی، مشتقی از دنباله هارمونی است که نسبت‌های 0.618 و 1.618 را ایجاد می‌کند. این نسبت‌ها در ساختارهای طبیعی مثل صدف‌ها یا گل آفتابگردان وجود دارند. به دلیل تکرار زیاد این الگوها در کل طبیعت، خیلی از تریدرها آنها را برای بازارهای مالی هم مهم می‌دانند.

می توان تشخیص الگوی پروانه هارمونیک را با ابزار فیبوناچی اصلاحی - و البته کمی تصور - انجام داد.

با شروع از پروانه نزولی، پس از ایجاد موج XA در اثر روند نزولی، بازار بالاتر رفته و به نقطه B می‌رسد که باید یک اصلاح 78.6 درصدی از روند نزولی XA باشد. ابزار فیبوناچی اصلاحی را از نقطه X تا A اعمال کرده و سپس سطوح 78.6 و 127 درصد را فعال کنید (ما بعداً از سطح 127 درصد استفاده می‌کنیم).

با شروع از نقطه B بازار یک روند نزولی دیگر را به سمت نقطه C تجربه می‌کند اما قدرت دومین حرکت رو به پایین (BC) به اندازه اولین حرکت XA نیست.

بعلاوه، نقطه C به اندازه حدود 38.2 تا 88.6 درصد از لگ AB بازگشت می‌کند. در نتیجه نقطه C یک اصلاح جزئی نسبت به AB است و به پایین تر از قیمت پایین در نقطه A حرکت نمی‌کند. از نقطه A به B یک فیبوناچی دیگر رسم می‌کنیم و سطوح 38.2 و 88.6 درصد را فعال می‌کنیم. نقطه C باید در این محدوده قرار بگیرد که با سطوح فیبوناچی اصلاحی ایجاد شده است.

پس از به پایان رسیدن این روند کاذب، بازار صعودی چشمگیری را تجربه کرده و از بالای خط X عبور می‌کند. این نقطه اوج جدید تبدیل به نقطه D می‌شود. می‌توان نقطه D را از قبل ارزیابی و پیش بینی کرد چون می‌تواند امتدادی از طول XA با ضریب 1.27 باشد. حالا عدد 127 درصد الگوی فیبوناچی اصلاحی ما دوباره برگشته تا نقطه هدف احتمالی را مشخص کند.

دقت داشته باشید که این سطوح اصلاح و مناطق هدف، فقط یکسری محدوده کلی هستند. بعید است که نمودار قیمت دقیقاً در همین سطوح قیمت برگشت کند. بنابراین منتظر باشید تا ری اکشن در همان نزدیکی ایجاد شود. گاهی اوقات ممکن است نمودار قیمت کمی فراتر از این محدوده‌ها ریزش یا صعود کند که این نشان می‌دهد بازار در حال توجه به این نقاط چرخش است.

مثالی از بیت‌کوین

در اوایل سال 2021 با شکل گیری روند صعودی بیت‌کوین، کم کم مومنتوم کند شد و نقطه اوج بیت‌کوین مشخص شد - که این حرکت باعث ایجاد الگوی پروانه نزولی (یا خرسی) شد.

13 مارس 2021، بیت‌کوین یک اصلاح کوچک را به سمت نقطه کف 25 مارس شروع کرد. حد اصلاح 78.6 درصدی در این روند، 59326 دلار بود. سپس نمودار قیمت در اول آوریل به نقطه 60365 دلار صعود کرده و نقطه B را شکل می‌دهد. این نرخ شامل یک اصلاح 85.8 درصدی بود، یعنی کمی بیشتر از حالت ایده آل 78.6 درصدی که قابل قبول است.

سپس، یک اصلاح دیگر منجر به رسیدن به نقطه C می‌شود که معادل با اصلاح 49 درصدی نسبت به روند صعودی A به B است. این حرکت دقیقاً در وسط محدوده اصلاح 38.2 تا 88.6 درصدی قرار دارد که برای الگوی پروانه عادی محسوب می‌شود.

از 7 آوریل، بیت‌کوین آخرین صعود را شروع می‌کند تا شکل گیری الگو تکمیل شود. در الگوهای پروانه، معمولاً آخرین اوج حدود 127 درصد نسبت به روند XA اختلاف دارد. در این جا، این صعود 1.27 درصدی یعنی سطح 65573 دلار. روند صعودی به ثبت یک رکورد جدید منجر شده و اوج آن 64999 دلار است یعنی اختلاف کمتر از یک درصدی نسبت به تخمین ما (پیشرفت تا 1.26).

در نقطه اوج بیت‌کوین در آوریل 2021 یک الگوی پروانه نزولی زیبا تکمیل شده است.

چگونه بر اساس الگوی پروانه هارمونیک معامله کنیم؟

پس از تشخیص یک الگوی پروانه بالقوه، تنظیم فرصت معامله کار نسبتاً راحتی خواهد بود. به دلیل ماهیت هارمونیک این الگو، می‌توانیم زودتر از موعد نقطه معکوس شدن آن را تشخیص دهیم. به این ترتیب اگر نمودار قیمت به این محدوده برسد، می‌توانیم منتظر تغییر روند بمانیم.

از اواخر آگوست تا سپتامبر 2021، اتر در حال ایجاد الگوی پروانه هارمونیک صعودی بوده است. هندسه این شکل با پارامترهای ایده آل تطبیق دارد.

مثلاً نقطه B 99.8 درصد نسبت به خط XA پایین تر است که کمی بیشتر از چیزیست که ما به دنبال آن بودیم. اما این اصلاح عمیق فوراً باعث جلب خریداران می‌شود در نتیجه قیمت بالاتر رفته و یک فیتیله نزولی بسیار طولانی را رد می‌کند. در روزهای بعد، اتر دوباره ریزش می‌کند و به سطح اصلاح 78.6 درصد برمی گردد و باز دوباره با خریداران روبرو می‌شود. گرچه ریزش اولیه بیشتر از 78.6 درصد بود اما می‌توان مشاهده کرد که هندسه بازار باز هم سعی می‌کند این الگو را حفظ کند.

صعود بعدی به نقطه C شامل یک اصلاح 67 درصدی نسبت به خط AB است که قابل قبول است. این حرکت منجر به ایجاد یک محدوده معکوس شدگی صعودی بالقوه برای نقطه D در سطح 2718.05 دلار می‌شود.

بعد از آن قیمت ریزش کرده و فراتر از محدوده 127 درصد اصلاح می‌شود.

اما یک تریدر چطور می‌تواند این فرصت معامله را مدیریت کند؟

تشخیص محل ورود به پوزیشن Long

وقتی اتر، منطقه هدف را مشخص کرد، یک فیتیله بزرگ را پشت سر گذاشت. این موضوع نشان دهنده هجوم خریداران برای پشتیبانی از قیمت بازار است چون معتقدند که اتر ارزش خوبی دارد.

ساده ترین روش برای تنظیم نقطه ورود به long، استفاده از معامله بریک اوت است که می‌توان آن را با یک خط مقاومت شیب دار تنظیم کرد که وقتی شکسته شود، نقش نقطه ورود را بازی می‌کند.

یا اینکه می‌توانید سطوح مقاومت افقی را شناسایی کرده و صبر کنید تا نمودار قیمت آن را شکسته و بالاتر از آن حرکت کند تا نقطه ورود به پوزیشن long مشخص شود.

معمولاً تریدر یکی از این سطوح مقاومت را انتخاب می‌کند تا بر اساس آن معامله کند اما ما هر دو را به شما نشان می‌دهیم تا متوجه شوید که چطور ممکن است با هم نمایان شوند.

در واقع، زمانی که قیمت صعود کرده و سطح مقاومت را می‌شکند، سیگنال پوزیشن long ایجاد شده است.

مدیریت معامله

در مثال بالا برای اتر، قیمت در نهایت صعود کرده و خط مقاومت را می‌شکند. این وضعیت تریدر را در پوزیشن long قرار می‌دهد.

در این نقطه، تریدر می‌تواند حد توقف (stop loss) را پایین تر از نقطه پایین سوئینگ در D تنظیم کند. به این ترتیب اگر قیمت کاهش پیدا کند، باز هم الگوهای دیگری در حال شکل گیری خواهند بود و می‌توانیم با حفظ بیشتر سرمایه از معامله خارج شویم.

استراتژی خروج

زمانی که وارد پوزیشن شده و حد توقف را تنظیم کردیم، می‌توانیم برای تارگت سود برنامه ریزی کنیم. بسیاری از مواقع، یک الگوی پروانه هارمونیک موفق، حد قیمت فراتر از نقطه A را هدف می‌گیرد.

در مثال اتر، نقطه A نزدیک 4035 دلار است. این سطح می‌تواند تارگت اولیه باشد. اگر نمودار قیمت به این سطح رسید، تریدر می‌تواند بخشی از پوزیشن خودش را بسته و بقیه را باز نگه دارد.

به این ترتیب اگر قیمت افزایش پیدا کند، تریدر می‌تواند حد توقف را تغییر دهد و در سطوح بسیار بالاتر با سود از معامله خارج شود.

در نهایت مشخص شد که حرکت اتر بسیار قوی است و توانست تا 4800 دلار حرکت کند با اینکه هشدار بریک اوت از الگوی پروانه، در اصل در سطح حدود 3100 دلار تشکیل شده بود.

اگر بریک اوتی وجود داشته باشد، چه می‌شود؟

گاهی اوقات ممکن است بازار از محدوده معکوس شدگی احتمالی 127 درصد، حرکت معکوس انجام دهد. در چنین مواقعی ممکن است بازار متوقف شود اما باز حرکت را ادامه داده و فراتر از محدوده 127 درصد حرکت کند.

به همین دلیل است که استفاده از ستاب معاملاتی بریک اوت مفید است. فرض کنید که اتر نتواند در محدوده 127 درصد صعود کند. اگر یک ستاپ معامله بریک اوت در بالای خط افقی قرار داده باشیم و قیمت نتوانست به سیگنال بریک اوت برسد، هرگز واحد معامله‌ی خرید (bullish) نمی‌شویم (سمت چپ تصویر زیر را ببینید). با این کار از یک معامله زیانده اجتناب می‌کنیم.

فراموش نکنید که این ستاپ بریک اوت هم نمی‌تواند از شما در برابر همه معاملات زیانده حفاظت کند. گاهی اوقات ممکن است بازار صعود کرده و سیگنال بریک اوت خرید شما را در خط افقی بشکند اما بعد اصلاح شروع شود (سمت راست تصویر قبلی را ببینید).

به همین دلیل مهم است که برای هر معامله یک حد توقف داشته باشیم. در چنین شرایطی، حد توقف شما تریگر شده و می‌توانید پیش از متحمل شدن ضرر قابل توجه، از معامله خارج شوید. اما معامله‌ای با ضرر کم از معامله‌ای با ضرر زیاد - که ممکن است کل موجودی حساب شما را صفر کند - بهتر است.

الگوی پروانه نزولی و صعودی

تفاوت‌های کلیدی

به غیر از اینکه این دو الگو یکی شکل پروانه معمولی و دیگری شکل پروانه وارونه دارد، تفاوت‌های مهمی در چگونگی شروع آنها وجود دارد.

اگر XA به صورت یک روند صعودی شروع شود، در این صورت الگو به شکل یک پروانه نزولی ایجاد می‌شود.

اگر XA به صورت یک روند نزولی شروع شود، الگو به شکل یک پروانه صعودی ایجاد می‌شود.

سایر اجزاء مثل هندسه و نسبت‌های بین خطوط همگی به یک شکل هستند.

آیا الگوی پروانه هارمونیک قابل اطمینان است؟

الگوی پروانه هارمونیک شباهت‌ها و تفاوت‌هایی با سایر الگوهای نمودار دارد. به طور کلی، ما مایلیم میزان مطمئن بودن یک الگو را مشخص کنیم اما واقعیت این است که مطمئن بودن یک الگو وابسته به توانایی تحلیلگر برای خواندن درست آن است.

مزایا

ماهیت هندسی این الگو که اسکات کارنی کاملاً درباره آن تحقیق کرده، می‌تواند تریدرها را هنگام تشخیص آن روی یک نمودار مطمئن تر کند. بعلاوه، این الگو مجموعه نسبت‌های خاصی دارد که تشخیص آن را مطمئن تر می‌کند. اگر این نسبت‌ها و ساختارها وجود داشته باشند، شانس وجود الگو هم بیشتر خواهد بود.

محدودیت‌ها

هیچ الگویی صددرصد کامل نیست. گاهی اوقات ممکن است یک الگو همه نسبت‌های درست را داشته باشد و خوب به نظر برسد اما الگوی پروانه (Butterfly) در نهایت شکست بخورد.

به همین دلیل لازم است برای هر معامله‌ای یک حد توقف تنظیم کنید. با استفاده از نکاتی که در این مطلب مطرح شد، می‌توانید حد توقف را به صورت درست و بدون ایجاد ریسک زیاد تنظیم کنید.

صحبت‌های پایانی

الگوی پروانه هارمونیک یکی از الگوهای محبوبی است که تریدرهای مجرب از آن استفاده می‌کنند. برای تریدرهایی که با سطوح فیبوناچی آشنا هستند، این الگوها یک ظاهر و نسبت خاص بین هر خط از الگو ایجاد می‌کنند.

اما این الگو هم فاقد محدودیت نیست. ممکن است بازار ناگهان معکوس شود به همین دلیل لازم است برای هر معامله‌ای حد توقف تنظیم کنید.

[1] فراکتال، ساختاری هندسی است که با بزرگ کردن هر بخش از این ساختار به نسبت معین، همان ساختار نخستین به دست آید.

الگوی هارمونیک

Harmonic pattern

اگر تا به اینجا با تیم توکن باز همراه بوده باشید، می‌دانید که سعی بر توضیح و تبیین هر چه بیشتر این مطالب گسترده ی دنیای ارز دیجیتال داشته ایم. تا به امروز، تریدر ها برای تحلیل درست و درصد خطای کمتر، از نمودار ها به انواع و اقسام الگوهای تفسیری بهره برده اند. یکی از الگوهای محبوب این روزها، الگوی هارمونیک می باشد. ما در این مقاله قصد داریم به ارزیابی و توضیح این الگو بپردازیم پس با ما همراه باشید.

مفاهیم کلی:

تعریف الگوی هارمونیک

در تعریف الگوهای Harmonic باید گفت، این الگو ها از تلفیق اشکال هندسی و اعداد فیبوناچی به وجود آمده اند. پس باید دانست اعداد فیبوناچی به عنوان اساس و پایه این الگو‌ها تلقی می شود. لازم به ذکر است که شناخت این الگو‌ها در مقایسه با الگو‌های کلاسیک و قدیمی تر، به تمرین و مهارت بالایی نیاز دارند. اما باید توجه داشت زمانی که در یادگیری این الگو‌ها به مهارت برسیم، قادر خواهیم بود به سادگی روند آتی نمودار قیمتی را پیش‌بینی و بهره بری نماییم.

این الگو‌ها عموماً به شکل حروف انگلیسی M ،W و یا تلفیقی از هر دو نمایان خواهند شد. با حساب نمودن نسبت‌های فیبوناچی بین نواحی مهم الگو، قادر خواهیم بود صعود یا نزول قیمت را تخمین‌ بزنیم. ساختار همه ی الگوهای پنج نقطه‌ای مشابه به یکدیگر می باشد و صرفاً در طول خطوط و نسبت‌های فیبوناچی، با همدیگر تفاوت دارند. پس به طور کلی با یادگیری تنها یکی از این الگو‌ها، درک دیگر الگو‌ها برای شما تریدرها سهل و آسان خواهد بود.

الگوی هارمونیک

مبنای نظریه الگوهای هارمونیک

باید بدانیم مبنای نظریه الگوهای هارمونیک بر اساس حرکت‌های قیمت در طول بازه های زمانی می باشد که از نسبت فیبوناچی و نقاط انقطاع در بازار بهره مند می‌ شود.
تحلیل نسبت فیبوناچی در بازار‌های مختلف و چارچوب‌های زمانی گوناگون، کاربرد دارد. باید دانست که از این نسبت‌ها می توان برای پیدا کردن نقاط کلیدی که روند در آن‌ها دچار تغییر می‌ شود، بهره الگوی پروانه (Butterfly) برد. ضمن آنکه از این نقاط کلیدی قادریم به نقاط اصلاح روند قیمت و سوئینگ پایین و بالا اشاره کنیم.

اهمیت الگو‌ های هارمونیک

از آنجایی که الگوهای هارمونیک روند حرکت قیمت را پیش‌بینی می‌کنند، به همین علت از اهمیت بسزایی برخوردار هستند. تریدرها با پیداکردن الگوهایی با اندازه و ابعاد گوناگون و اِعمال نسبت‌های فیبوناچی بر آنان، قادر به پیش‌بینی پرایس‌اکشن آتی هستند. در حقیقت از این الگوها می توان برای تعیین معکوس شدن قیمت ها بهره جست.

نحوه معامله الگوهای هارمونیک

باید دانست پیش از آنکه اقدامی در جهت ترید کردن با بهره جویی از الگوی هارمونیک صورت دهیم ابتدا باید این الگو را در نمودار شناسایی و پیدا کنیم. هرچند این نکته را باید خاطر نشان شویم که پیدا کردن الگوی هارمونیک با چشم غیرمسلح تا حدودی سخت و دشوار خواهد بود. اما هنگامی که یک ترید،ر ساختار الگو را بفهمد و آن را درک نماید، قادر خواهد بود آنان را به واسطه ی ابزار فیبوناچی معیین کند.

انواع الگوی هارمونیک

از آنجایی که این الگو در تحلیل تکنیکال مورد بهره جویی قرار می گیرد، الگوی هارمونیک به انواع گوناگونی تقسیم می شود. هر کدام از این الگوها شمایل مخصوصی دارند و بر روی نمودار به شمایل خاصی رویت می شود. در ذیل به چند مورد از انواع آن اشاره می کنیم.

Gartley Harmonic

به طور کلی باید بدانیم پر کاربردترین الگویی که در تحلیل تکنیکال با آن رو به رو خواهیم بود، الگوی هارمونیک گارتلی است. پس باید بدانیم که یادگیری و مهارت فهم این الگو از اهمیت به سزایی برخوردار است. این الگو همانند دیگر الگوهای هارمونیک به دو صورت نزولی و صعودی می باشد. البته لازم به ذکر است که با پیدا کردن نقاط صعود و نزول این الگو بر روی نمودار، قادر خواهیم بود که زمان مناسب برای ورود و خروج از بازار را مشخص کنیم.

Harmonic

الگوی هارمونیک

Butterfly Harmonic

الگوی پروانه به دو حالت پروانه بولیش یا پروانه بریش می باشد. این الگو عموماً در انتهای یک روند رویت می‌شود و نشانگر آن است که روند معکوس از روند اصلی قوی‌تر می باشد. این الگو نیز در زمره ی الگوهایی است که در تحلیل تکنیکال کاربرد دارند. الگوی هارمونیک پروانه همانند سایر الگوهای هارمونیک از خصوصیت های ویژه ای برخوردار است. البته می توان گفت شباهت های بسیاری میان این الگو و الگوی گارتلی وجود دارد. اما صرفاً میان این دو الگو، تنها می توانیم یک تفاوت را عنوان کنیم:
بر روی الگوی گارتلی و پروانه نقطه بعدی D بیشتر از نقطه آغاز X ( شکل w) بوده و حتی قادر خواهیم بود میزان این نقاط را بالا و پایین ببریم. چون الگوی پروانه این نسبت بیشتر از الگوی گارتلی است.

Harmonic

الگوی هارمونیک

Bat Harmonic

این الگو همانند سایر الگوهای هارمونی دارای دو حالت صعودی و نزولی است. هنگامی که این الگوی پروانه (Butterfly) الگو در حالت صعودی قرار بگیرد، مطلوب ترین زمان برای خروج از یک پوزیشن یا معامله می باشد. در صورتی که در همین الگو و روند نزولی آن، بهترین زمان مناسب برای ترید و اقدام به ورود عاقلانه به بازار است. باید بدانیم وجه تمایز الگو خفاش با دیگر الگوهای هارمونیک در آن است که در نهایت، شکلی مشابه یک ذوزنقه متقارن به شمای تریدر می‌دهد.

Harmonic

الگوی هارمونیک

Shark Harmonic

یکی دیگر از الگوهای هارمونیک الگوی کوسه است. این الگو به طور کلی نسبت به سایر الگوها تازه تر و نوین تر است. این الگو در 10 سال پیش یعنی سال 2011 توسط تریدرها و تحلیلگران در حوزه تحلیل تکنیکال بازار مالی مورد بهره مندی قرار گرفت.
اگر حضور ذهن مناسبی برای به خاطر سپردن این الگو ندارید، کافی است به این مسئله فکر کنید که می خواهید در اقیانوس بیکران رمز ارزها، ماهیگیری کنید.
که در این میان بعضی از ماهی گیران امکان دارد با قلاب خود، کوسه صید کنند. این الگو دقیقاً به همین سبب از محبوبیت بسزا و قدرت فراوانی برخوردار است. اکثر تریدرها در این بازار، هنگامی که با الگوهای کوسه رو به رو می شوند، اگر توانایی بهره مندی مطلوب از شرایط را داشته باشند، به طور قطع از سود خوبی بهره مند خواهند شد.

Harmonic

الگوی هارمونیک

Crab Harmonic

یکی از بهترین الگو‌های هارمونیک الگوی خرچنگ می باشد که تحلیل‌گران علاقه وافری به استفاده از این الگو دارند. این الگو در 21 سال پیش یعنی سال 2000 میلادی کشف شد و شاید بتوان گفت فرق عمده ی این الگو با دیگر الگو‌های هارمونیک، در آن است که این الگو در موج آخر حرکتی خود، به مراتب اصلاح عظیم تری نسبت به دیگر الگوها صورت داده است. الگو خرچنگ مشابه الگو پروانه می باشد، اما وجه تمایز آن در این است که شمایلی فشرده‌تر را تشکیل می دهد و الگویی مطلوب برای تعیین حرکات خرد‌تر خواهد بود. ضمن آنکه این الگو برای ورود یا خروج در انتهایی ترین نقاط بسیار کارآمد می باشد.

Harmonic

الگوی هارمونیک

AB = CD Harmonic

این الگو را یکی از ساده‌ترین الگوی هارمونیک می توان نام برد. یکی از علت های ساده بودن این الگو، ملزومات کمتر جهت به وجود آمدن این الگو نسبت به دیگر الگوهای هارمونیک می باشد. همچنان باید بدانیم تشخیص و تعیین این الگو در نمودار قیمت بسیار آسان خواهد بود.

Harmonic

الگوی هارمونیک

Cypher Harmonic

در الگو سایفر هر ناحیه نمایانگر یک معکوس و هر پا نشانگر یک ارزش قیمت می باشد.الگوی سایفر از اعداد خرد ‌تر الگوی فیبوناچی بهره جویی می‌کند و این اعداد عموماً کمتر از 1 می باشند. به همین جهت شمایلی با شیب‌های تندتر به وجود می آورند.

Harmonic

الگوی هارمونیک

مزایا و معایب الگوی هارمونیک

الگوی هارمونیک نیز دارای مزایا و معایبی است که در ذیل به طور مختصر به شرح آن ها می‌پردازیم.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.